ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٦٠ - ٢٧ - تجدّد رأى شافعي در مسائل فقهي
< فهرس الموضوعات > ٦ - أمر مأمون بأمتحان قاضيان و فقيهان < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ٧ - نامه مأمون بوالي بغداد و دستور بأمتحان < / فهرس الموضوعات > به اسحاق بن ابراهيم [١] نوشته كه قضاة و شهود و محدّثان را در بارهء قرآن ، امتحان كند پس هر كس به مخلوق بودن آن اقرار كند دست از او بردارد و رهايش سازد و هر كس اقرار نكند به مأمون بنويسد تا به آن چه در باره اش صلاح بداند وى را بدان امر فرمايد اين نامه و فرمان مفصّل است و به گفتهء طبرى نخستين نامه ايست كه مأمون در اين باب نوشته است .
اين نامه كه آن را طبرى در تاريخ خود آورده است و چون بر وضع حال قاضيان آن زمان و استدلال فقهى مأمون بر ايشان اشعار دارد ، با اندك تلخيص ، ترجمه و آورده مىشود :
« همانا خدا را بر پيشوايان و خلفاء مسلمين حق است تا دين را ، كه نگهدارى آن از ايشان خواسته شده ، و مواريث نبوّت را كه ايشان به ارث برده ، و اثر علم را كه نزد آنان به وديعه نهاده ، اقامه كنند و به پا دارند و در ميان رعيت حقرا به كار بندند و فرمان خدا را در ايشان به راه برند و امير المؤمنين از خدا توفيق در اين كار را مىخواهد و به رحمت و منّت وى اميد دارد .
« امير المؤمنين دانسته است كه جمهور اعظم و سواد اكثر از سفلهء عامّه و اراذل رعيّت از آنان كه داراى رويّه و فكر و نظر و استدلال و روشنايى بنور علم نيستند بلكه به خدا جاهل و از شناختن او كور و از راه حقيقت دين و توحيد و ايمان به او منحرف و . . و در همهء اقطار و آفاق پراكندهاند گمراه گشته و به ضلالت افتاده پس اينان خدا و قرآنى را كه فرستادهء او است مساوى و برابر دانسته و اجتماع و اتّفاق كردهاند بر اين كه قرآن هم قديم و ازلى است و او را خدا خلق و احداث و اختراع نكرده است با اين كه خدا در محكم كتاب مقدّس خود كه آن را شفاء صدور مؤمنان و هدى و رحمت
[١] اسحاق بن ابراهيم بن حسين بن مصعب مصعبى برادر زادهء طاهر بن حسين معروف به ذو اليمينين سردار مشهور مأمون است . اسحاق بتعبير ابن اثير : « و كان صاحب الشرطة ببغداد ايام المأمون و المعتصم و الواثق و المتوكل » و در سال دويست و سى و پنج در گذشته و متوكل در مرگ او به جزع آمده است .