ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٤٥ - ١٣ - اشعار شافعي در محبّت اهل بيت
بالاى سرش مىايستاده چون بوى گفته شده كه اين جوان ، شافعى چنين مىگفته . مالك گفته است : اين را از كجا و بچه دليل مىگويى ؟ شافعى پاسخ داده است : آيا تو خود در قصّهء فاطمه دختر قيس كه به پيغمبر گفته است : ابو جهم و معاويه مرا خواستگارى كردهاند ، براى ما از پيغمبر ( ص ) روايت نكردى كه گفته است : « امّا ابو جهم فلا يضع عصاه عن عاتقه و امّا معاوية . . » ؟ پس آيا عصاى ابو جهم هميشه بر دوشش بوده است يا اين كه پيغمبر ( ص ) غلبه را اراده كرده است ؟ مالك از اين استدلال و احتجاج منزلت و قدر علمى شافعى را شناخته است » و از اشعار منسوب به شافعى مقدارى آورده كه از جمله است :
< شعر > يقولون : اسباب الفراغ ثلاثة و رابعها خلوة و هو خيارها و قد ذكروا مالا و أمنا و صحّة و لم يعلموا انّ الشباب مدارها < / شعر > و از جمله است :
< شعر > محن الزّمان كثيرة لا تنقضى و سروره ، ياتيك كالأعيا تاتى المكاره حين تأتى جملة و ترى السّرور يجيء كالفلتات < / شعر > و از جمله بروايت از كتاب صواعق ابن حجر مكَّى آورده است :
< شعر > يا اهل بيت رسول الله حبّكم فرض من الله فى القرآن أنزله كفاكم من عظيم القدر انّكم من لا يصلَّى عليكم لا صلاة له < / شعر > و از جملهء « مشهور متواتر از شافعى » در جمله ابياتى اين بيت است :