ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٤٠ - ١٧ - گريه مالك بر افتائي كه برأي داده است
< فهرس الموضوعات > ٢ - شافعي در پانزده سالگي اجازه افتاء يافته است < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ٣ - احترام محمّد بن حسن شيباني بشافعي < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ٤ - خروج شافعي بر هرون < / فهرس الموضوعات > زنجى زمانى بود كه شافعى پانزده سال داشت .
« احمد بن حنبل گفته است : من ناسخ و منسوخ حديث را نشناختم مگر بعد از اين كه با شافعى مجالست كردم .
« اسحاق بن راهويه ، ثورى و اوزاعى و مالك و ابو حنيفه را ياد كرده آنگاه گفته است : هيچ يك چيزى نگفتهاند مگر اين كه شافعى را تابع ، بيشتر و خطا كمتر بوده است . .
« ابو حسّان زيادى گفته است : نديدم كه محمد بن حسن شيبانى هيچ كس از اهل علم را به اندازهء شافعى احترام بگزارد و اعظام كند . روزى براى ديدار شيبانى آمده بود كه شيبانى سوار شده و مىخواست برود پس به احترام شافعى به خانه برگشت و روز و شبرا با او به خلوت بود ، و هيچ كس را اذن ورود نداد .
« محفوظ بن ابى توبهء بغدادى گفته است : احمد بن حنبل را ديدم در مسجد - الحرام نزد شافعى نشسته و استفاده مىكند گفتم : يا ابا عبد الله ! سفيان بن عيينه در ناحيهء مسجد نشسته و تو اينجايى ؟ گفت : اين از دست مىرود ليكن سفيان از دست نمىرود .
يحيى بن معين گفته است : احمد بن حنبل ما را از شافعى ، رحمه الله تعالى ، نهى مىكرد روزى ديدم شافعى سوار استر خويش است و احمد پياده از دنبال او مىرود گفتم : يا ابا عبد الله تو ما را از وى نهى مىكنى و خود بدنبال او افتادهاى ؟ گفت :
خاموش باش كه اگر اين استر را ملازم باشى از آن منتفع مىشوى . . » ابن نديم پس از اين كه كنيه و نام و نسب شافعى را آورده ، از خط ابو القاسم حجازى در كتاب « الاخبار الدّاخلية فى التاريخ » نقل كرده از همو قضيهء ظهور مردى از بنى لهب را در مغرب و گرفتار شدن او و بردنش را به نزد هارون و بودن شافعى با آن مرد لهبى و ردّ و بدل كردن هارون با مرد لهبى و امر هارون به حبس او و آنگاه گفتن هارون به شافعى « ما حملك على الخروج معه ؟ قال : انا رجل أملقت و خرجت اضرب فى البلاد طلبا للفضل ، فصحبته لذلك . فاستوهبه الفضل بن الرّبيع فوهبه فاقام بمدينة السّلام مدّة » آورده و ياد كرده است .