ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٣٠ - ١٣ - ترجمه مختصري از أئمه چهار مذهب ١ - أبو حنيفه ٢ - مالك بن أنس
صاحب « طبقات فقهاء اليمن » در فصلى كه از « شريف هادى إلى الحقّ » نام برده و غلبه و استيلاء وى را بر صنعاء يمن ياد كرده و مردم يمن را نسبت به او دو صنف : مفتون و مسحور يا خائف و مجبور خوانده و گفته است كه « دولتها را در طىّ علوم و يا در نشر و ابراز آنها تأثيراتى معجزه مانند است » اين مضمون را آورده است ( صفحهء ٧٩ ) :
« دليل بر اين مطلب اينست كه مالك بن انس ، شاگردان خود را از ربيعة الرّأي حديث مىآورد و ايشان از وى مىخواستند كه از آن بيشتر حديث از او بياورد و بر آن چه مىآورد بيفزايد و احاديث زيادتر از شيخ خود ، ربيعه ، براى ايشان نقل و روايت كند .
« پس مالك يك روز شاگردان را گفت :
« ربيعه را چه مىكنيد ؟ و وى را چه مىخواهيد كه او در آن خانه خوابيده است .
پس شاگردان و ياران كه اين سخن از استاد شنيدند رو به آن خانه و به نزد ربيعه رفتند و او را از خواب بيدار كردند و بوى گفتند : آيا تو همان ربيعه هستى ، كه شيخ مالك و استاد او است و مالك از او حديث مىآورد ؟ گفت : آرى .
« گفتند : چه افتاده كه مالك به واسطهء استفاده از تو چنين محظوظ و بهره مند گشته و تو خود بىنصيب و بىبهره ؟ پاسخ داد :
« امّا علمتم انّ مثقالا من امرة خير [١] من حمل علم » . اين قضيه را ابو بكر بن عبد الله صنعانى روايت كرده است » ابو نعيم در كتاب « حلية الاولياء » ( جلد ششم - صفحه ٣١٦ - ٣٥٦ ) ترجمهء مالك را تحت عنوان :
« فمنهم امام الحرمين ، المشهور فى البلدين : الحجاز و العراقين المستفيض مذهبه في المغربين و المشرقين مالك بن انس رضى الله تعالى عنه » آورده و پس از اين كه در باره اش گفته است : « كان احد النّبلاء و اكمل
[١] ظاهرا اين واقعه زمانى بوده كه مالك مورد توجه و عنايت منصور ، خليفهء عباسى بوده و از اين رو معروف و مشهور و محبوب و به تعبيرى صاحب بخت و اقبال و بتعبير بالا « امرة » و مقام داشته است .