ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧١٩ - ٢٤ - گفته شافعي در مخالفت بيشتر گفته هاي أبو حنيفه با كتاب و سنّت
نخستين فقيه نبوده كه از اين راه رفته و به اين كار اعتبار داده ، بطور يقين از پيشروان به نام و از مشهورترين فقيهانى است كه اين راه را گزيده و پيمودن آن را پسنديده و رايج و معمول داشته است و هم اگر گفته نشود كه بناء تفقّه و اجتهاد او ، بطور كلَّى و عمومى بر آن پايه و اساس نهاده شده و او پيروى و اتّباع از آن شيوه را امام و پيشوا بوده و حتّى ، به گفتهء برخى از ناقدان ، آن را بر حديث مقدّم مىداشته بىگمان بسيار به آن اعتماد و اتّكاء مىكرده و در بسيارى از تفريعات فقهى آن راه را مىپيموده و فروع مستنبطه را از آن امور ، كه اصول مىدانسته ، بدست مىآورده و بناء استنباط و تفقّه را بر آنها بنياد مىنهاده است .
در نكوهش عمل به قياس و راى از پيغمبر ( ص ) و از اصحاب و هم از فقيهان كبار ، در اين اوراق اخبار و آثار بسيار آورده شده و دوباره در اين باره سخن به ميان آوردن شايد شائبهء تكرار داشته باشد و زائد به نظر آيد ليكن چون اين موضوع از لحاظ شيوهء استنباط احكام دينى در خور توجّه و مستوجب دقت و تأمل و به حكم شرع و عقل فحص و بحث در آن به مورد است در اين موضع به آن چه خطيب در تاريخ ( جلد ١٣ - صفحه ٣٠٦ - ) در ترجمهء نعيم بن حمّاد « ابو عبد الله ، الخزاعىّ الاعور الفارض المروزىّ » به اسناد از نعيم ، و غير او ، حديث آورده اشاره و نقل مىگردد .
خطيب نخست سماع نعيم را از بزرگانى مانند ابراهيم بن طهمان و ابراهيم بن سعد و سفيان بن عيينه و ابو حمزهء سكرى و عيسى بن عبيد و عبد الله بن مبارك و . .
و روايت بزرگانى را از او از قبيل يحيى بن معين و احمد بن منصور رمادى و محمد بن اسماعيل بخارى و ابو اسماعيل ترمذى و محمد بن اسحاق صاغانى ، و گروهى ديگر ياد كرده و گفته است :
« نعيم ساكن مصر بوده و در آنجا مىزيسته است تا اين كه در زمان خلافت معتصم و در ايّام « محنت [١] » براى امتحان در بارهء قرآن به سرّ من راى احضار شده و چون
[١] قضيهء « محنت » كه از زمان مأمون تا زمان متوكل معمول بوده در ترجمهء احمد بن محمد بن حنبل به تفصيلى مناسب آورده خواهد شد . ابن اثير در « اللباب » ذيل لغت « الفارض » پس از اين كه در ضبط آن گفته است « بفتح الفاء و سكون الالف بعدها راء ثم ضاد معجمة » چنين آورده است : « به عنوان « فارض » شناخته شده است گروهى كه از ايشان است نعيم بن حماد بن خزاعى فارض مروزى كه در مصر ساكن بوده و به واسطهء حسن معرفتى كه به فرايض داشته او را به اين عنوان مىخواندهاند . او از ابن مبارك و روايت كرده و يحيى بن معين و محمد بن اسماعيل بخارى ، و غير اين دو از او روايت كردهاند در قضيهء « محنت » بر قول خود ( عدم خلق قرآن ) پا برجا مانده و در زندان ، جمادى الاولى از سال دويست و بيست و هشت ( ٢٢٨ ) در گذشته بى اين كه غسل داده شود و بى اين كه نماز بر وى گزارده شود با همان قيد و بندها كه داشته دفن شده است و اين كار را صاحب پسر ابو داود معتزلى با وى كرده است » .