ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧١١ - ١٧ - مخالفت أبو حنيفه با چهارصد حديث ، يا بيشتر ، از پيغمبر ( ص )
< فهرس الموضوعات > ١٨ - سخنان نابجا وزننده أبو حنيفه < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ١٩ - جرأت أبو حنيفه بر افتاء < / فهرس الموضوعات > مىافكند اصحاب همچنين مىكردند و ابو حنيفه گفته است « القرعة قمار » .
« و هم ابو حنيفه گفته است : لو ادركنى النّبيّ ( ص ) و ادركته لأخذ بكثير من قولى ! ! و هل الدّين الَّا الرّأى الحسن ؟ » بشر بن مفضّل گفته است : ابو حنيفه را از نافع از ابن عمر حديث كردم كه پيغمبر گفته است : « البيّعان بالخيار ما لم يتفرّقا » گفت : « هذا رجز » عبد الوارث گفته است : در مكَّه بودم ابو حنيفه هم آنجا بود نزد او رفتم نفرى چند نزد او بودند مردى چيزى پرسيد ابو حنيفه پاسخ داد : آن مرد گفت : پس روايت عمر بن خطاب چيست ؟ ابو حنيفه گفت : آن گفتهء شيطان است . من به تعجب گفتم :
سبحان الله ! . مردى به من گفت : از اين گفته تعجب مىكنى همانا از اين پيش مردى آمد و مسألهاى پرسيد و چون پاسخ شنيد روايتى حديث كرد و ابو حنيفه را گفت : با اين روايت پيغمبر چه مىگويى ؟ گفت : « هذا سجع » يحيى بن آدم گفته است : بر ابو حنيفه اين حديث « الوضوء نصف الإيمان » را خواندند . گفت : « لتتوضّأ مرّتين حتّى تستكمل الايمان » سفيان بن عيينه اين مضمون را گفته است :
هيچ كس را از ابو حنيفه بر خدا جريتر نديدم : روزى مردى از اهل خراسان نزد او آمد و گفت : صد هزار مسأله آوردهام كه مىخواهم آنها را از تو بپرسم . گفت بياور .
آيا كسى با جراتتر از اين شنيدهايد ؟ ! عطاء بن سائب برايم گفت كه : ابن ابى ليلى مىگفت يك صد و بيست تن صحابى را از انصار ادراك كردم كه اگر يكى از ايشان را مسألهاى مىپرسيدند به ديگرى حوالت مىداد و او به ديگرى و همين گونه تا بأوّل باز مىگشت و اگر يك كدام از ايشان پاسخى مىداد با ترس و لرز مىبود و اين - ابو حنيفه - مىگويد : صد هزار مسأله را بياور ! آيا كسى را جريتر از او شنيدهايد ؟ .
خطيب به اسناد از محمّد بن زيد واسطى آورده كه دو شعر زير را از احمد بن معذّل انشاء كرده است :