ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٠٩ - ١٤ - سعايت فقهي ربيع حاجب منصور از أبو حنيفه و جوابگويي وي
« شش ماه با ابو حنيفه مناظره كردم تا در آخر گفت : « من قال القرآن مخلوق فهو كافر » ! سخنانى زياد هم در زير عنوان دوازدهم آورده كه ابو حنيفه قرآن را مخلوق دانسته و حتى به اسناد نقل كرده كه سلمة بن عمرو قاضى بر منبر گفته است :
« لا رحم الله ابا حنيفة فانّه اوّل من زعم انّ القرآن مخلوق » و از شريك بن عبد الله قاضى كوفه نقل كرده كه گفته است :
« انّ ابا حنيفة استتيب من الزّندقة مرّتين » و از سفيان ثورى كه گفته است :
« استتبت ابا حنيفة من الكفر مرّتين » و به اين مفاد ( استتابهء از زندقه - يا كفر - يك بار و دو بار ) از اشخاص زياد نقل كرده است .
و در زير عنوان سيزدهم به اسناد از اوزاعى ( از طرق مختلف ) و عبد الله بن مبارك و ابو اسحاق فزارى و ابو عوانه و سفيان ثورى و ابو يوسف اين مفاد را كه ابو حنيفه « رأى به خروج » و « راى به سيف » مىداشته آورده است . ابو عوانه مىگفته است « كان ابو حنيفة مرجئا يرى السّيف » .
ابو اسحاق فزارى اين مضمون را گفته است :
« از عراق خبر مرگ برادرم كه با ابراهيم بن عبد الله طالبى خروج كرده بود به من رسيد به كوفه رفتم گفته شد كه او پيش از خروج و كشته شدن ، با سفيان ثورى و ابو حنيفه مشاوره كرده نزد سفيان رفتم و از او پرسيدم كه برادرم از او استفتاء كرده ؟
گفت : آرى نزد من آمد و از من فتوى خواست . گفتم : تو چه فتوى دادى ؟ پاسخ داد بوى گفتم : من نه ترا به خروج مىگويم و نه از آن نهيت مىكنم .
« پس به نزد ابو حنيفه رفتم و گفتم شنيدهام برادرم ترا استفتاء كرده گفت : آرى گفتم : او را چه فتوى دادى ؟ گفت : به خروج ، فتوى دادم . من به او رو كردم و گفتم :
« لا جزاك الله خيرا » گفت : راى من اينست . من حديثى از پيغمبر ( ص ) در ردّ اين راى خواندم گفت : اين خرافه است ! » سعيد بن سالم گفته است : « به قاضى القضاة ابو يوسف گفتم : اهل خراسان مىگويند