ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٠٢ - ٧ - جانشين شدن أبو حنيفه ، حمّاد را
به جا گذاشته و وارثى جز حمّاد ندارد حمّاد مرا گفت : به جاى وى بنشينم . اندكى از رفتن او گذشت كه مسائلى بر من وارد شد كه از حمّاد نشنيده بودم پس آنها را پاسخ مىگفتم و پاسخ را مىنوشتم دو ماه بر اين وضع گذشت و حمّاد برگشت مسائل مزبوره را كه در حدود شصت مسأله بود ، بر وى عرضه داشتم در چهل مسأله مرا موافق بود و در بيست مسأله مخالف پس با خود سوگند ياد كردم كه تا او زنده است از او جدا نشوم و با او بودم و از او استفاده كردم تا در گذشت ( هيجده سال از حماد استفاده كرده ) .
خلاصهء آن چه در زير عنوان ششم به اسناد آورده نخست حديثى است از ابو هريره از پيغمبر ( ص ) كه ابو حنيفه را به نام نعمان و كنيهء ابو حنيفه ياد كرده و سه بار گفته است « هو سراج أمّتي » . خطيب خود گفته است : « قلت : و هو حديث موضوع » آنگاه اقوالى از ديگران : ابن عيينه و عبد الله بن مبارك و ابو بكر بن عياش و جز اينان در بارهء منقبت ابو حنيفه آورده از جمله عبد الله مبارك كه گفته است « كان ابو حنيفة آية [١] » پس كسى پرسيده است : « فى الشّرّ يا ابا عبد الرّحمن او فى الخير ؟ » عبد الله با تندى گفته است : « يقال : غاية فى الشّر و آية ، فى الخير » پس اين آيه را تلاوت كرده * ( « وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّه آيَةً » ) * .
در زير عنوان هفتم كه نسبت به عناوين سابق تفصيلى بيشتر داده شده ، سخنانى در بارهء فقاهت ابو حنيفه از اشخاصى زياد مانند مالك بن انس و ابن جريج و عبد الله بن مبارك و مسعر بن كدام و معمر و ابو جعفر رازى و فضيل بن عياض و ابو يوسف و سفيان بن عيينه و محمّد بن كثير و شافعى و ديگر كسانى از اين قبيل به اسناد آورده كه برخى از آنها ابو حنيفه را از لحاظ علمى به اعتبار خودش ، و فى حدّ نفسه ، معرّفى مىكند و برخى به اعتبار مقايسه اش با علماء ديگر از قبيل ثورى و بصرى .
از قبيل قسم اوّل : نقل از شافعى است كه گفته است :
[١] شايد از اطلاق كلمهء « آيه » بر ابو حنيفه باب اطلاق آن به صورت مضاف ، بر علماء فقه در زمانهاى بعد افتتاح شده باشد .