ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٦٩ - مدخل ١ - اختلاف شيعه و سنّي در وجود و عدم حكمي براي هر چيز ( تخطئه و تصويب ) ٢ - اختلاف در ١٧١ طريقيّت ١٨٧ و ١٧١ موضوعيّت ١٨٧ برخي از مدارك احكام ٣ - حديث ١٧١ ثقلين ١٨٧ كه يكي از مستندات شيعه است براي رجوع باهل بيت در مقام اجتهاد وافتاء ٤ - احاديث ديگر مانند حديث ١٧١ سفينه نوح ١٨٧ و ١٧١ باب حطّه ١٨٧ و ١٧١ تمسّك بكتاب وعترت ١٨٧ ٥ - فرق ميان ١٧١ عترت ١٨٧ و ميان ديگر علماء به نظر ابن حجر
و أصل قرار گيرد چه از اين عهد پيروان خاندان نبوّت و گرامى دارندگان عترت ، كه به نام « شيعه » خوانده شده و بدين عنوان اشتهار يافتهاند : از لحاظ اصل مأخذ استنباط احكام و هم از لحاظ طرز استنباط راهى خاص پيمودهاند و نسبت به اهل بيت طهارت و رسالت كه عصمت آنان را اعتقاد مىداشتهاند ، تابع محض و پيرو مطلق مىبوده و به حقيقت دورهء اهل بيت عصمت را دنبالهء عصر سعادت و از لحاظ دسترسى به مقاصد دين ، ذيلى از دامنهء زمان ختمى مرتبت مىدانسته و به اعتقاد جازم خواسته و گفتهء پيغمبر اكرم را در بارهء تمسّك به اهل بيت و عترت چه به عبارت « حديث ثقلين » كه بسيارى از اعاظم علماء سنّت ، چه در « صحاح » و چه در « مسانيد » و چه در « تفاسير » و چه در غير اين انواع ، از كتب خود ، به طرقى بسيار متعدد ، در حدود شصت طريق ، و از كسانى زياد ، قريب سى كس ، كه همه از صحابه بودهاند نقل كرده و چه بتعبير « سفينهء نوح » و « باب حطَّه » و چه به غير اين عبارات گفته شده ، به كار بسته و فرمان بردهاند . ليكن ديگران ، كه خلافت را معنى ديگر داده و براى « امام » و « خليفه » به « عصمت » قائل نشده و از « امامت » معنى دينى و الهى دريافت نداشته و انتخابى را كه خود به كار برده براى اعتبار امامت و انتصاب امام كافى پنداشته ، بىگمان نسبت به شرائط نقل و ناقل و قبول « سنّت » و هم نسبت به تابع شدن از آراء و افكار و اجتهاداتى كه در آن دوره و عهد پديد آمده مسامحه و مساهله هايى روا مىداشتهاند پس از لحاظ مأخذ استنباط و طرز استنباط و متصدّيان استنباط از راهى وسيعتر مىرفته و به وجهى عامّتر و حتّى به صحّت « رأى » و « مشاوره » بلكه بجواز ، يا بلزوم . استناد به « قياس » مىگفتهاند .
« اجتهاد » و تفقّه و استنباط در نظر « شيعه » از لحاظى خاصّتر و دامنه اش كوتاهتر و تنگتر و در نظر اهل سنت از لحاظى عامّتر و عرصه اش پهناورتر مىبوده است چه شيعه را اعتقاد آنست كه هر امرى و هر حادثهاى را كه در جهان پديد آيد حكمى از طرف خدا ثابت و آن حكم بطور كلَّى يا جزئى و شخصى در كتاب و سنّت وارد و بيانات و تعبيرات « عترت » از آن كاشف و به آن مرشد است پس با اين اعتقاد و اين ادعاء ، منظور شيعه از اجتهاد محصور است بر كشف احكام