ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٥٨٠ - ٣٤ - داستان مذاكره امام صادق ( ع ) با گروهي از طالبان حديث و نسبت ايشان افترائات ومجعولاتي را به آن حضرت
شنيده حديثى گويد ؟ آنگاه گفت : به آن چه شنيده و مىدانى حديث كن آيا آن كس كه به تو حديث گفته آن را نزد تو امانت قرار داده كه تو آن را به هيچ كس بازگو نكنى ؟ گفت :
نه . امام گفت : پس لختى از آن چه آموخته و اقتباس كردهاى بما بازگو شايد ما هم اگر خدا بخواهد به تو اقتداء كنيم .
« آن مرد گفت : سفيان ثورى مرا از جعفر بن محمد ( امام صادق ) حديث كرد كه او گفته است : « النّبيذ كلَّه حلال الَّا الخمر » آنگاه ساكت شد .
« امام گفت : باز هم بگو . گفت : سفيان از كسى كه او را حديث كرده از محمد بن على ( امام باقر ) مرا حديث كرد كه او گفته است : « من لا يمسح على خفيّه فهو صاحب بدعة . و من لم يشرب النّبيذ فهو مبتدع و من لم يأكل الجريث و طعام اهل الذمّة و ذبائحهم فهو ضالّ امّا النّبيذ فقد شربه عمر ، نبيذ زبيب فرشحه بالماء ، و امّا المسح على الخفّين فقد مسح عمر على الخفّين ثلاثا فى السّفر و يوما و ليلة فى الحضر و امّا الذبائح فقد اكلها علىّ و قال : كلوها فانّ الله تعالى يقول : * ( « الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَطَعامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ » ) * . پس آن مرد ساكت شد .
« امام بوى گفت : باز هم بما بگو . گفت : من ترا از آن چه شنيده بودم حديث كردم . امام گفت : آيا آن چه حديث شنيده و مىدانى همين است ؟ گفت : نه . گفت :
پس باز هم بر آن چه گفتى بيفزا .
« گفت : عمرو بن عبيد از حسن ( حسن بصرى ) ما را چنين حديث كرد كه چيزهايى است كه مردم آنها را تصديق كرده و گرفتهاند در صورتى كه در كتاب خدا براى آنها اصلى نيست از آن جمله است [ اعتقاد به ] عذاب قبر و ميزان و حوض و شفاعت و نيّت خير و شرّ كه كسى كه آنها را به كار نبندد و انجام ندهد پاداش بيابد و حال اين كه پاداش بر عمل است ان خيرا فخير و ان شرّا فشرّ .
« ميمون بن عبد الله گفته است : من از اين سخنان به خنده افتادم امام اشاره كرد كه آرام باشم تا باز بشنويم آن مرد سر برداشت و مرا گفت : چرا خنده كردى آيا از