ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٥٦٧ - ٢٨ - برگشتن ابن أبي ليلى از فتواي خود در مسئله ١٧١ ردّ حبيس وانفاذ مواريث ١٨٧
خويش قرار داده و آن را به وقتى ، موقّت و محدود نساخته و آن مرد مرده است و ميان وارثان و قرابت او در آن موضوع ، كار به نزاع كشيده پس ابن ابى ليلى گفت :
« راى من اينست كه غلَّه ( عائدات ) خانه به قرابت او مىرسد و چنان كه مرد متوفّى خود خواسته و مقرر داشته بايد به قرابت وى داده شود .
« محمّد بن مسلم كه در آنجا حاضر بود گفت :
« ليكن على بن ابى طالب بردّ حبيس و انفاذ مواريث فرموده است .
« ابن ابى ليلى گفت :
« آيا اين مطلب در كتابى نزد تو هست ؟ محمّد گفت : آرى . گفت : آن را نزد من بفرست يا خودت بياور تا ببينم .
« محمّد بن مسلم گفت : بدين شرط كه جز به همين حديث به مطلبى ديگر از مطالب كتاب نظر نكنى . شرط را پذيرفت . پس محمّد ، حديث را كه از حضرت باقر بود در كتاب بوى نشان داد . ابن ابى ليلى چون حديث را در كتاب بديد از حكم خويش برگشت و بموجب حديث فتوى داد » اين را هم صاحب كتاب اخبار البلاد [١] در ذيل ترجمهء اويس قرنى يمنى آورده است :
« و حدّث عبد الرحمن ابن ابى ليلى : انّه نادى يوم صفّين رجل من اهل الشّام :
« أفيكم اويس القرني ؟
« قلنا : نعم . قال : انّي سمعت رسول الله صلَّى الله عليه و سلَّم يقول :
« اويس القرني خير التّابعين بإحسان » « و عطف دابّته و دخل مع اصحاب علىّ فنادى مناد فى القوم : اويس ! فوجد فى قتلى علىّ كرّم الله وجهه » در كتاب « مسائل الخلاف » شيخ طوسى حكايتى آورده شده كه چون مربوط
[١] محمود بن زكرياى قزوينى