ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٥٦٤ - ٣ - طبقه سيم ١ - ابن عيينه ( حكم ) ٢ - ابن أبي ثابت ( حبيب ) ٣ - حمّاد ابن أبو سليمان ٤ - أبو شبرمه ( عبدالله ) ٥ - ابن أبي ليلى ( محمد بن عبد الرّحمن )
ابو اسحاق در « طبقات » ، ابن شبرمه را بعنوان فوق ، عنوان كرده و همهء آن چه در بارهء او آورده همين است كه آورديم .
ممقانى از شيخ طوسى آورده كه در رجال خود يك بار ابن شبرمه را در « اصحاب علىّ بن حسين ( ع ) » ياد كرده و چنين گفته است :
« عبد الله بن شبرمة الضّبىّ الكوفىّ كنيته ابو شبرمة و كان قاضيا لأبي جعفر على سواد الكوفة و كان شاعرا مات سنة اربع و اربعين و مائة » و بارى ديگر او را در « اصحاب صادق ( ع ) » شمرده و بعنوان « فقيه » يادش كرده است بدين عبارت :
« عبد الله بن شبرمة الكوفيّ البجليّ ، الفقيه » باز ممقانى پس از اين كه اختلافات را در ضبط كلمهء « شبرمه » ، از لحاظ حركات شين معجمه و راء مهمله نقل كرده كه برخى بفتح شين و ضمّ راء [١] و برخى ديگر بضمّ شين گفته و از « سيّد حكماء ، مير داماد » نقل شده است كه : « آن چه ما از شيخ خود شنيديم و به خطَّ كسانى معتمد از اصحاب ديديم فتح شين است » و از برخى از علماء رجال عامّه آورده كه باختلاف مسمّى تغيير مىكند چه گفته است : « ابو شبرمة عبد الله بن شبرمه بضمّ معجمه و سكون موحّده و ضمّ راء و سفيان بن شبرمة بفتح معجمه و فتح راء و سكون موحّده » و پس از اين كه آن چه را شيخ در رجال گفته آورده و اضافه كرده است كه « شيخ ، ابن شبرمه را در « اصحاب باقر ع » بشمار نياورده به اين سبب است كه آن حضرت به عراق نيامده است » اين مضمون را گفته است :
« علماء را در بارهء حال ابن شبرمه دو قول است : يكى مدح و اعتماد بر حديث او . و دوم اين كه ضعيف است و اعتماد را شايسته نيست » آنگاه از قول ابن داود و سيّد محقّق داماد قول اوّل را استظهار كرده و از قول علَّامهء حلَّى ، و بعضى ديگر ، قول دوم را و خود بعد از خدشه و در دلائل قول اول ،
[١] باء كلمه را همه به اتفاق ساكن دانستهاند .