ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٥٥٣ - ٢٥ - اختلاف پنج تن از بزرگان صحابه در يك مسئله
باز داود اودى از او نقل كرده كه بوى ، اين مضمون را ، گفته است : ترا به سه چيز حديث مىكنم كه بسيار مهم است .
پس گفت : « هر گاه مسألهاى را بپرسى و پاسخ بشنوى در دنبال آن مگو « أرأيت أرأيت » چه خدا در قرآن گفته است : * ( « أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَه هَواه . . » ) * ( تا آخر آيه ) و ديگر به تو حديث مىكنم كه هر گاه از تو مسألهاى را بپرسند به قياس مپرداز و حرامى را حلال و حلالىرا حرام مساز و سه ديگر كه بسيار شايان توجه است اين كه هر گاه چيزى را از تو مىپرسند كه آن را ندانى بگو : مرا بدان علم نيست و من ترا در نادانى شريكم » حجّاج در بارهء مردى كه خواهر و مادر و جدّى داشته از وى پرسيده پاسخ داده است :
« در اين مسأله پنج تن از اصحاب پيغمبر را اختلاف است : عثمان بن عفان و زيد بن ثابت و عبد الله بن مسعود و علىّ و ابن عباس رضى الله تعالى عنهم .
حجاج پرسيده است : ابن عباس را چه قول است ؟ شعبى گفته است : او جدّ را به منزلهء پدر قرار داده و مادر را يك سيم بخشيده و خواهر را چيزى نداده است .
باز پرسيده است : امير المؤمنين ، يعنى عثمان ، چه گفته است ؟ پاسخ داده است تركه را سه بخش كرده و به هر يك بخشى داده است .
از عقيده و قول زيد بن ثابت پرسيده ، گفته است : او تركه را نه قسمت كرده جدّ را چهار ، و مادر را سه ، و خواهر را دو سهم داده است .
از عقيده و قول ابن مسعود سؤال كرده جواب داده است : او فريضه را بر شش سهم تقسيم كرده جدّ را دو سهم ، و مادر را يك سهم ، و خواهر را سه سهم داده است .
در آخر پرسيده است : ابو تراب در اين مسأله چه گفته است ؟ شعبى گفته است :
او سهام را شش دانسته پس به خواهر سه سهم ، و به مادر دو سهم ، و به جدّ يك سهم داده است .
حجّاج گفته است : قاضى را بفرما تا به آن چه امير المؤمنين عثمان عقيده داشته