ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٥٤٥ - ١٨ - خاندان ابراهيم نخعي همه فقيه بوده اند
از ابن ابى ليلى نقل شده كه ابراهيم به قياس توجه داشته و « صاحب قياس » بوده [١] و بر خلاف شعبى كه بيشتر بحديث متوجه مىبوده و استناد مىكرده ابراهيم بيشتر قياس را به كار مىبرده و به آن استناد مىجسته است .
ابو نعيم در حليه ( جلد چهارم صفحه ٣١٩ ) پس از اين كه او را بدين عبارت :
« و منهم التقىّ الحفىّ ، الفقيه الرّضىّ ، ابراهيم بن يزيد النّخعى » عنوان كرده و « جامع همهء علوم » و متواضع در برابر عمومش خوانده شمهاى از حالات و اطوار و كلمات و آثار و روايات و اخبار او آورده است كه چند نمونه از آنها در اينجا ياد مىگردد :
ابراهيم از شهرت پرهيز مىداشته از اين رو در مسجد به نزديك اسطوانه نمىنشسته [٢] تا بر آن تكيه دهد و چون كسى چيزى از وى مىپرسيده به پاسخ همان سؤال بسنده مىساخته و به اظهار فضل نمىپرداخته است . اعمش گاهى كه اين را مىديده به او مىگفته آيا در اين مسأله چنين و چنان نمىتوان گفت ؟ او مىگفته است از من اينها را نپرسيد . و به گفتهء اعمش « ابراهيم ، صيرفى حديث بوده » و اعمش چون از اصحاب ، حديثى مىشنيده آن را بر ابراهيم عرضه مىداشته است .
باز اعمش گفته است نزد ابراهيم بودم و او قرآنى در دست داشت و از آن قرائت
[١] در ترجمهء ابراهيم خواهد آمد كه او با اهل راى و هوى و قياس سخت مخالف مىبوده است .
[٢] شايد مثل اين كه در زمان شيخ طوسى مرسوم بوده عالم مدرس بر « كرسى » بنشيند و از جانب خليفهء وقت براى اين كار فرمان و باصطلاح « ابلاغ » صادر مىشده چنان كه در زمان ما هم در دانشگاه تهران اصطلاح « كرسى » براى استاد مدتى معمول بود و اكنون متروك شده ، در زمان ابراهيم تكيه دادن بر اسطوانهء مسجد از تشريفات بوده و اين كار به وسيلهء عالمى مسلم و مشهور انجام مىيافته است ، خطيب بغدادى در ترجمهء سفيان بن عيينه از قول او اين عبارت را آورده « اول من اسندنى إلى الاسطوانة ، مسعر بن كدام . فقلت : انى حدث . فقال : ان عندك الزهري و عمرو بن دينار »