ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٥٤٢ - ١٦ - سئوال و جواب حجّاج با سعيد
سعيد گفت : واى بر آن كس كه از بهشت رانده و به دوزخ فرستاده شده .
حجّاج گفت : مرا بگوى چه گونه كشتنى را مىخواهى كه ترا بدان گونه بكشم ؟
گفت : اى حجّاج آن را كه براى خود ، خواهانى اختيار كن زيرا بهر گونه مرا بكشى خدا ترا همان گونه در آخرت خواهد كشت . حجّاج پرسيد : آيا مىخواهى از تو بگذرم و ترا ببخشم ؟ گفت بخشش از خداست .
حجّاج گفت : او را ببريد و بكشيد . چون از در بيرونش مىبردند خنديد حجّاج را خبر دادند او را بخواند و از خنده اش پرسيد گفت : از جرأت تو بر خدا و حلم خدا نسبت به تو تعجّب كردم و خنديدم .
حجّاج امر كرد نطع گستردند و گفت : او را بكشند . سعيد گفت :
* ( « وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ حَنِيفاً ) * مسلما * ( وَما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ » ) * حجّاج گفت : رويش را از سوى قبله بگردانند .
سعيد گفت : * ( « فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه الله » ) * .
حجّاج گفت : او را بر وى دراندازند .
سعيد گفت : * ( « مِنْها خَلَقْناكُمْ وَفِيها نُعِيدُكُمْ وَمِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى » ) * .
حجّاج گفت : او را ذبح كنند .
پس سعيد گفت : گواهى مىدهم كه خداى جز خداى يگانه نيست و محمد بنده و پيمبر او است اى حجّاج اين شهادت را از من داشته باش تا روز رستاخيز مرا ببينى آنگاه گفت : خدايا بعد از من او را بر كشتن هيچ كس مسلَّط مفرما . پس گلوى او را بريدند و سرش را جدا ساختند .
گفتهاند : حجّاج پس از كشتن سعيد پانزده شب بيشتر زنده نماند و در اين مدت مكرّر مىگفت « ما لي و لسعيد بن جبير ؟ »