ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٥٢٦ - ٧ - دستور عمر ( رض ) بشريح درباره عمل بأجماع
< فهرس الموضوعات > ٨ - حديث پيغمبر ( ص ) درباره « اصحاب بدع واهواء » < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ٩ - عظمت مقام « عقل » و بلندي درجه اهل آن < / فهرس الموضوعات > از روايات او است :
به اسناد ابو نعيم از شعبى از شريح از عمر كه پيغمبر ( ص ) گفته است :
« يا عائشة انّ الَّذين فرّقوا دينهم و كانوا شيعا ، انّهم اصحاب البدع و اصحاب الأهواء و اصحاب الضّلالة من هذه الأمّة : يا عائشة انّ لكلّ صاحب ذنب توبة الَّا اصحاب الأهواء و البدع انا منهم بريء و هم منّي برآء » باز به اسناد ابو نعيم از شريح از عمر از پيغمبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم كه گفته است :
« الجنّة مائة درجة : تسع و تسعون درجة لأهل العقل ، و درجة لسائر النّاس الَّذين هم دونهم » و از جمله قضاياى شريح كه ابو نعيم به اسناد از شريح آورده قضيه زير است :
شريح گفته است :
هنگامى كه على براى جنگ با معاويه مىرفته زرهى داشته كه مفقود شده است چون جنگ تمام شده و به كوفه برگشته آن را در دست مردى يهودى ديده كه مىخواسته است در بازار بفروشد على به يهودى گفته است : اين زره از آن من است و آن را نفروخته و به كسى هم نبخشيدهام . يهودى گفته است زره در دست من و مال من است على گفته است : نزد قاضى مىرويم پس بر شريح در آمده و على كنار شريح و يهودى جلو او نشستهاند . على گفته است : اگر نه اين است كه طرف من ذمّى است و پيغمبر ( ص ) تساوى با ذمّى را اجازه نكرده هر آينه با او در يك محلّ مىنشستم آنگاه بخواست شريح براى طرح دعوى گفت : اين زره كه در دست يهودى است به من تعلَّق دارد .
شريح از يهودى پاسخ خواست . يهودى انكار و تصرف خود را اظهار كرد . شريح از امير المؤمنين « بيّنه » خواست . على گفت قنبر و حسن گواهند كه زره از من است شريح گفت : شهادت فرزند در حقّ پدر جائز نيست . على گفت : شهادت مردى كه از اهل بهشت است جائز نيست ! من خود از پيغمبر شنيدم كه گفت :