ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٥٢١ - ٥ - سادات طُلْس
- ٥ - شريح ابو اميّه شريح بن حارث قاضى .
شريح قاضى به قولى در سال هفتاد و هشت ( ٧٨ ) به سنّ صد و ده سال و به قولى در سال هشتاد ( ٨٠ ) به سن يك صد و بيست سال ( ١٢٠ ) و بنقل از مدائنى در سال هشتاد و دو ( ٨٢ ) و بقول ابن خلَّكان در سال هشتاد و هفت ( ٨٧ ) به سنّ صد سال وفات يافته و از اشعث هم نقل شده كه شريح به هنگام وفات يك صد و بيست سال داشته است .
يافعى ، بنقل ممقانى ، در بارهء شريح اين مضمون را گفته است :
« فقيه و شاعر و شوخ و داناترين مردم زمان ، بقضاء بوده . فطانت و ذكاء و معرفت و عقل و اصابت داشته است » ابن عبد البرّ و ابن منده و ابو نعيم او را از صحابه دانستهاند .
در عرب كسى را كه موى بر صورتش نرويد « اطلس » ( كوسه ) مىخوانند .
چهار تن از بزرگان عرب چنين بودهاند كه آنان را بدين مناسبت « سادات طلس » خواندهاند يكى از ايشان همين شريح است ديگرى عبد الله زبير و سيم قيس بن سعد بن عباده و چهارم ايشان احنف بن قيس است .
ابن خلَّكان در بارهء شريح اين مضمون را نوشته است :
« از كبّار تابعان بوده و جاهليّت را ادراك كرده و به فرمان عمر قضاء كوفه را داشته و شصت و پنج يا هفتاد و پنج سال اين شغل را متصدى بوده جز اين كه در فتنهء ابن زبير سه سال از كار قضاء دست كشيده و بر كنار بوده و از حجّاج بن يوسف استعفاء خواسته و او معافش داشته پس تا هنگام مرگ به هيچ وجه ميان دو تن بقضاء نپرداخته است » شريح مردى زيرك و فطن و شوخ بوده و در كارهاى قضائى خود هم گاهى دست از شوخى برنمىداشته است .