ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٥٠٨ - ٧ - استفتاء هرون ، از ليث
او را حمل مىكرد دوم عيالات او را و سه ديگر ميهمانان وى را .
« ليث را عادت بر اين بود كه چون هنگام نماز مىرسيد به كنار شطَّ مىرفت و وضوء مىساخت و پسرش شعيب را مقدم مىداشت و به او اقتداء مىكرد . يك روز براى نماز شام ( مغرب ) بيرون آمديم شعيب نيامده بود . ليث پرسيد ، كجا است ؟ گفتند : تب كرده و بيمار شده است . پس ليث خود به پا خاست و اذان و اقامه گفت و به امامت ايستاد و در قرائت سورهء « و الشّمس و ضحيها » را خواند و « فلا تخاف عقباها » [١] را چنان كه در مصاحف اهل مدينه است و اهل عراق آن را غلطى از كاتب مىدانند قرائت كرد و « بسم الله الرحمن الرحيم » در قرائت ، به جهر گفت ، و به يك « سلام » آن هم با توجّه به جلو رو ، نماز را سلام داد » در « قاموس الرجال » ( در عنوان ليث بن سعد ) قسمت زيرا را كه خطيب در تاريخ آورده : « انّ اهل مصر ينتقصون عثمان حتّى نشأ فيهم ، اللَّيث فحدّثهم بفضائل عثمان فكفّوا عنه [٢] نقل شده ، آنگاه مؤلف آن چنين گفته است :
« و اقول : الرّجل ، علم الله ، لم يكن له غير رذائل [٣] و انّما حدّثهم بجعائل وضعها له ، معاوية و ما اسفه اهل مصر حيث تركوا ما رأوا بعينهم من عمل عثمان و غرّوا بقول زور فيه »
[١] آخرين آيه است از سورهء « الشمس » . شيخ طوسى در « تبيان » چنين آورده است « اقول : قرء اهل المدينة و ابن عامر : « فلا يخاف » و كذلك هو فى مصاحف اهل المدينة و اهل الشام ، الباقون بالواو و كذلك فى مصاحفهم » .
[٢] در تاريخ خطيب « فكفوا عن ذلك » آورده شده كه صريحتر است در رجوع ضمير به « انتقاص » و شايد صحيحتر باشد .
[٣] اين گونه تعبيرات مبالغه آميز است و قهرا تعصب انگيز كه بايد محققان از آن خوددارى داشته باشند .