ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٤٩ - ٣ - تعليقات استدراكي ١ - راجع به ١٧١ قطع يد سارق ١٨٧ ٢ - راجع بمسئله ١٧١ تيمّم ١٨٧ ٣ - راجع بمسئله ١٧١ لعان ١٨٧ ٤ - راجع بمسئله ١٧١ قسامه ١٨٧ ٥ - كلام ابن رشد در ١٧١ قسامه ١٨٧ ٦ - مباحثه ابن عوف و عثمان و استناد عثمان به ١٧١ رأى ١٨٧ ٧ - عمل ابن عوف و ابن مسعود بر خلاف حكم فقهي ٨ - سند خريداري پيغمبر ( ص ) سلمان فارسي را ٩ - عهدنامه پيغمبر ( ص ) براي برادرزاده و اقرباء سلمان فارسي ١٠ - سه گونه بودن تصرّفات نبيّ ١١ - منشأ اختلافات فقيهان ، به نظر ابن قيّم ١٢ - مسئله ١٧١ غسل ١٨٧
اين كار را بر او عيب گرفته و عيبجويان در اين باره سخن به طعن گفتهاند تا اين كه على و گروهى كه با وى بودهاند نزد او رفتهاند و على به او گفته است :
« به خدا سوگند امرى تازه پديد نيامده و عهدى از پيش موجود نبوده و تو خود مىدانى و ديدى كه پيغمبر ( ص ) در « منى » نماز را به دو ركعت مىگزارد و بعد از رحلت وى ابو بكر و عمر ، و تو خود نيز مدتى از سالهاى اوّل خلافت خويش بر آن قرار بودى اكنون نمىدانم چرا چنين كردى ؟ عثمان گفت : « رأى رأيته » اين عقيده و رأيى بوده است از من » .
و هم طبرى ( در همان جلد و همان صفحه ) ، بنقل از واقدى ، به اسناد ، اين مضمون را آورده است :
« عثمان ، در منى ، نماز را به چهار ركعت با مردم گزارد . پس كسى به نزد عبد الرّحمن بن عوف رفت و گفت : آيا مىبينى برادر ترا كه نماز را با مردم به چهار ركعت ( تمام ) خواند ؟ . عبد الرّحمن نماز را با اصحاب و ياران خود به دو ركعت ( شكسته ) گزارد و پس از اداء نماز بر عثمان در آمد و بوى گفت : آيا تو در اين مكان با پيغمبر ( ص ) به دو ركعت نماز را اقامه نكردى ؟ گفت : چرا . گفت : آيا با ابو بكر و ، بعد از او ، با عمر چنين نماز نگزاردى ؟ پاسخ داد : چرا . گفت : آيا مدّتى از ابتداء خلافت خود بر همان روش نبودى و بدان و تيره عمل نكردى ؟ پاسخ داد : چرا .
« آنگاه عثمان به عبد الرحمن گفت :
« اكنون تو بشنو : مرا خبر دادند كه سال گذشته برخى از مردم يمن و از مردم جفا كار و از مردم جفا پيشه گفتهاند : نماز براى مقيم دو ركعت است ببينيد پيشواى شما عثمان ، نماز را دو ركعت خواند .
« بعلاوه من در مكه اهل و خانواده دارم . از اين روى رايم بر اين قرار يافت كه نماز را به چهار ركعت بگزارم تا مردم به شبهه نيفتند و راه خطا پيش نگيرند .
« و ديگر اين كه من در مكَّه زن گرفتهام . و هم اين كه مرا در طائف دارايى