ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٤٨ - ٣ - تعليقات استدراكي ١ - راجع به ١٧١ قطع يد سارق ١٨٧ ٢ - راجع بمسئله ١٧١ تيمّم ١٨٧ ٣ - راجع بمسئله ١٧١ لعان ١٨٧ ٤ - راجع بمسئله ١٧١ قسامه ١٨٧ ٥ - كلام ابن رشد در ١٧١ قسامه ١٨٧ ٦ - مباحثه ابن عوف و عثمان و استناد عثمان به ١٧١ رأى ١٨٧ ٧ - عمل ابن عوف و ابن مسعود بر خلاف حكم فقهي ٨ - سند خريداري پيغمبر ( ص ) سلمان فارسي را ٩ - عهدنامه پيغمبر ( ص ) براي برادرزاده و اقرباء سلمان فارسي ١٠ - سه گونه بودن تصرّفات نبيّ ١١ - منشأ اختلافات فقيهان ، به نظر ابن قيّم ١٢ - مسئله ١٧١ غسل ١٨٧
اعتماد و استناد است چه در آن حديث آمده كه پيغمبر ( ص ) به انصار گفته است :
بيّنه اقامه كنيد ، گفتهاند : بيّنه نداريم . گفته است پس يهود سوگند ياد مىكنند . گفتهاند ما به سوگند ايشان اعتماد نداريم و خرسندى نمىدهيم . .
« و هم به آن چه ابو داود از سلمة بن ابو عبد الرحمن و از سليمان بن يسار از بزرگان انصار تخريج كرده كه رسول صلَّى الله عليه و سلَّم نخست بيهود گفته است : آيا پنجاه تن از شما پنجاه سوگند ياد مىكنيد ؟ ايشان امتناع كردهاند پس به انصار گفته است : شما سوگند ياد كنيد . آنان گفتهاند : آيا بر كارى كه ما نديدهايم سوگند ياد كنيم ؟
« كوفيان نيز از عمر روايت كردهاند كه : سوگند را نخست به « مدّعى عليهم » متوجه ساخته و پس از اين كه ايشان نكول كرده و سرباز زدهاند به « مدّعيان » گفته است :
سوگند ياد كنند . و چون ايشان هم از ياد كردن سوگند امتناع كرده . به نيمى از ديه به نفع مدّعيان حكم كرده است .
« اين دسته گفتهاند : احاديث ما از آن احاديث كه بر تقديم مدّعيان در توجّه سوگند دلالت دارد اولى است زيرا مطابق « اصل » است ( اليمين على المدّعى عليه ) ابو عمرو گفته است : احاديث متعارض در اين باب ، مشهور است » .
٥ - در صفحه ٢٢٤ راجع به عمل برأى يادداشتى بدين عبارت ضميمه شده است :
« طبرى در تاريخ خود ( جلد سيم صفحه ٣٢٢ ) اين مضمون را آورده است :
« در سال ٢٩ عثمان با مردم به حجّ رفت و در منى چادر زد ، و اين نخستين بار بود كه عثمان در آنجا خيمه بر پا كرد ، و نماز را هم در منى و هم در عرفه تمام خواند .
« واقدى ، به اسناد از صالح مولى توأمه آورده كه گفته است :
از ابن عباس شنيدم كه گفت : نخستين بار كه مردم آشكارا در بارهء عثمان به سخن در آمدند اين بود كه او به هنگام خلافت خود نماز را در منى دو ركعت ( قصر ) مىخوانده تا سال ششم خلافتش كه نماز را « تمام » گزارده پس بسيارى از اصحاب پيغمبر