ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٤٤١ - ٤ - فقيهان تابعي يمن و طبقات ايشان ١ - طبقه نخست ١ - أبو عبد الرّحمن طاوس ٢ - وهب بن منبه ٣ - عطاء ٤ - شراحيل صنعاني ٥ - حنش بن عبدالله
< فهرس الموضوعات > ٣ - دوره فقيهان تابعي يمن :
١ - ذريه طاوس يمني در قزوين < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ٢ - عقيده و گفته طاوس درباره تطيّر < / فهرس الموضوعات > اخبار « موثّق » در آيد و در صورتى كه معارضى بر آن نباشد بر آن اعتماد و بدان استناد شود .
زكريا بن محمد بن محمود قزوينى در كتاب « آثار البلاد و اخبار العباد » ( ذيل بحث از يمن و يمانيان ) چنين گفته است :
« و منها ابو عبد الرحمن طاوس بن كيسان اليماني افتخار اليمن . كان من اعلم الناس بالحلال و الحرام له نسل بقزوين مشايخ و علماء إلى الآن ، و هو جدّى من قبل الأمّ . .
« و قال منعم بن ادريس : صلَّى طاوس اليماني صلاة الفجر بوضوء العتمة اربعين سنة . توفّى سنة ست و مائة ( ١٠٦ ) بمكَّة قبل يوم التّروية عن بضع و تسعين سنة . و كان النّاس يقولون : رحم الله ابا عبد الرحمن . حجّ اربعين حجّة . و صلَّى عليه هشام بن عبد الملك ، و هو خليفة حجّ تلك السنة » ابو نعيم ترجمهء حال طاوس را ( در حلية الاولياء ) نسبة مفصل آورده و پس از اين كه او را بعنوان « و منهم المتفقّه اليقضان . . اوّل الطبقة من اهل اليمن الَّذين قال فيهم النّبيّ ( ص ) : الايمان يمان » ياد كرده شمّهاى از حالات و كلمات و روايات او را ، به اسناد ، آورده است :
از جمله از احمد بن محمد بن حنبل از عبد الرّزاق آورده است كه اين مضمون را گفته :
« طاوس به مكَّه آمد . اميرى نيز به مكَّه وارد شد . طاوس را گفتند : امير مردى با فضل و فضيلت است ، و اوصافى نيك براى او بر شمردند پس گفتند شايسته است كه از او ديدن كنى . پاسخ داد مرا به امير نيازى نيست . گفتند : مىترسيم اگر به ديدنش نروى آزارى به تو رسد ! گفت : پس نه چنان است كه شما او را توصيف كرديد » باز از ديگرى نقل كرده كه با طاوس مىرفته بانگ غرابى را شنيده گفته است خير است ! طاوس بر آشفته و گفته : چه خير يا شرّى در بانگ غراب است . از من دور شو و مرا تنها بگذار »