ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٣٨٦ - ٣٣ - چهل تن از بزرگان اهل فقه و حديث در مجلس درس ربيعه حاضر ميبوده اند
حديث مىكند ؟ گفت : آرى . گفتيم : پس چه شده كه مالك به واسطهء تو بهره مند و كامياب و تو خود بىبهره و ناكامى ؟ گفت : آيا نمىدانيد كه مثقالى از دولت ( بخت و اقبال ) بهتر است از بار و خروارى از علم ؟ ! » مالك پس از مرگ ربيعه چنين مىگفته است : از آن زمان كه ربيعه را زمان در رسيد و مرد ، فقه را شيرينى از ميان رفت » حافظ ابى بكر احمد بن على مشهور به خطيب بغداد ( متوفّى به سال ٤٦٣ ه . ق ) در تاريخ خود آن چه در بالا از ابن خلَّكان نقل شد آورده است [١] مطالبى ديگر هم كه بر عظمت علمى ربيعه و كثرت استعداد او دلالت دارد ذكر كرده است كه قسمتى از آنها در اينجا نقل مىگردد :
خطيب اين مضمون را گفته است :
« ربيعه بعضى از اصحاب پيغمبر ( ص ) را ادراك كرده و هم اكابر تابعان را .
ربيعه در مدينه صاحب فتوى بوده است . وجوه مردم مدينه در مجلس درس او حاضر مىشدهاند » و به گفتهء خطيب و هم ابو اسحاق ، چهل تن عمامه بسر در مجلس او حضور مىيافته و از او مىآموختهاند .
خطيب به اسناد از بزرگان اهل مدينه چنين آورده است :
« فرّخ ( ابو عبد الرحمن ) پدر ربيعه در زمان بنى اميّه جزء لشكرى كه به خراسان بسيج شده ، بوده و به خراسان رفته است . در آن هنگام ربيعه در شكم مادر بوده است .
« فرّخ سى هزار دينار بزن خود ، مادر ربيعه ، سپرد . تصادف را اين مسافرت بيست و هفت سال به طول انجاميد چون به مدينه باز گشت بر اسبى سوار بود و نيزهاى بدست داشت از اسب به زير آمد و با نيزهء خود در خانه را عقب زد و خواست وارد
[١] شايد ابن خلكان هم از خطيب نقل كرده باشد . در اين اوراق چون موقع نوشتن نخست كتاب ابن خلكان به نظر رسيده نقل هم از آن شد تا چنان كه در مقدمه جلد اول ياد كردم زحمت هر كس به حساب خود او محسوب و استفادهء از او به خود او منسوب گردد .