ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٣٦٤ - ١٨ - سخني حكيمانه در تعريف ١٧١ حكيم ١٨٧ از محمّد بن حنفيّه
« پاسخ داده است : چون آن دو ، به منزلهء دو چشم پدرم هستند و من به جاى دو دست او و چشمها را بايد به وسيلهء دست حفظ كرد » از سخنان محمّد است :
« ليس بحكيم من لم يعاشر بالمعروف من لا يجد من معاشرته بدّا حتّى يجعل الله فرجا ، و مخرجا ، » ابو نعيم ، محمد بن حنفيه را ( جلد سيم - صفحه ١٧٤ - ) تحت عنوان :
« و منهم الإمام اللَّبيب ، ذو اللَّسان الخطيب ، الشّهاب الثّاقب و النصاب العاقب صاحب الاشارات الخفيّة و العبارات الجليّة ابو القاسم محمد بن الحنفيّة » ترجمه آورده و اين مضمون را به اسناد از وردان نقل كرده است :
« من با گروهى كه در پيرامن محمد حنفيه بودند بودم . ابن زبير ، او را از ورود به مكَّه مانع شده و گفته بود تا بيعت نكند به مكَّه در نيايد محمد هم از بيعت با او امتناع داشت پس آهنگ شام كرد تا به آن جا در آيد عبد الملك مروان او را از وارد شدن به شام مانع آمد مگر اين كه با وى بيعت كند محمد بيعت با او را نيز حاضر نشد و از آن سرباز زد پس با وى بوديم و اگر او بما فرمان جنگ مىداد پيكار مىكرديم . ليكن روزى ما را جمع و اندك چيزى كه داشت ميان ما تقسيم كرد آنگاه خداى را سپاس گفت و ستايش كرد و چنين گفت :
« الحقوا برجالكم و اتّقوا الله ، و عليكم بما تعرفون ، و دعوا ما تنكرون ، و عليكم أنفسكم ، و دعوا امر العامّة ، و استقرّوا على أمرنا . . » و در خطبهء ديگرى ، كه به اسناد ابو نعيم از يكى ديگر از ياران او ، ابو حمزه ، در شام ، پس از امان خواستن او از عبد الملك براى ياران خويش و امان دادن او آنان را ، القاء كرده در جمله گفته است :
« . . و الَّذى نفسى بيده انّ فى اصلابكم لمن يقاتل مع آل