ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٣٤ - ٤ - أمّ بجيده
- ٤ - امّ بجيد ابو نعيم ، به اسناد ، از عبد الرّحمن بن بجيد از جدّه اش ، امّ بجيد حبيبيّه ، حديث كرده كه گفته است :
به پيغمبر ( ص ) گفتم : « مسكين بر در خانه مىايستد و من چيزى ندارم كه به او بدهم و از اين رو شرمنده مىگردم » پيغمبر فرمود :
« ادفعى فى يده و لو ظلفا محترقا » ( چيزى بوى بده گر چه سمى سوخته باشد ) كنايه از اين كه خوب و محبوب است ، كه تا بتوانى گدا و بينوا را نااميد نكنى و دست تهى از خود نرانى . .
ابن حجر عسقلانى [١] در « الاصابة » امّ بجيد را به نام حوّاء دانسته و در طىّ عنوان حرف حاء ( از قسم اول ) او را آورده و چنين افاده كرده است :
« حواء ، امّ بجيد ، با موحّده و جيم به هيئت تصغير ، مالك بن انس حديث او را از زيد بن اسلم از ابن ابى بجيد از جدّه اش ، امّ بجيد از پيغمبر ( ص ) بدين عبارت « ردّوا السّائل و لو بظلف محرق » آورده و بروايتى ديگر به اين عبارت « يا نساء المؤمنات لا تحقرنّ إحداكنّ لجارتها و لو بكراع محرق » ذكر كرده و هم مالك از زيد بن اسلم از عمرو بن معاذ از جده اش امّ بجيد ، از پيغمبر حديث كرده كه اين گونه گفته است :
« لا تحقرنّ جارة لجارتها و لو فرسن شاة » امّ بجيد از زنانى بوده كه با زنان بيعت كنندهء با پيغمبر ( ص ) حاضر بوده و بيعت كرده و هم او حديث آورده و گفته است : پيغمبر را شنيدم كه گفت :
[١] احمد بن على بن معروف به ابن حجر عسقلانى شافعى متولد به سال ٧٧٣ و متوفى به سال ٨٥٢ ه . ق .