ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٣١١ - ١٠ - چگونگي فقه و فتوى و طبقات فقيهان ١ - اقوال درباره عنوان ١٧١ تابعي ١٨٧ ٢ - اكمل ١٧١ تابعان ١٨٧ از حيث ملاقات و ادراك صحابه ٣ - عدّه ١٧١ مخضرمان ١٨٧ ٤ - يكصدو بيست هزار از صحابه ، كم و بيش ، فتوى ميداشته اند ٥ - حديث ١٧١ خير امّتي قرني ١٨٧
تابعان كلمهء « تابع » در لغت بمعنى پيرو و در اصطلاح به گفتهء فاضل معاصر ، فريد وجدى مصرى ، در كتاب « دائرة المعارف » :
« التّابعون ، لفظ يطلق على من رأوا اصحاب رسول الله ( ص ) فيقال : هو « تابعىّ » اى راى واحدا او جملة من الصّحابة » ( تابع كسى است كه از ديدار صحابه ( يك يا بيشتر ) برخوردار شده باشد ) و به تعبيرى كاملتر و دقيقتر ، چنان كه ممقانى [١] در كتاب « مقباس الهدايه » افاده كرده عبارتست از :
« كسى كه در حال ايمان به رسول الله ( ص ) صحابى را ديده و با ايمان از جهان رفته باشد هر چند ميان زمانى كه ديدار او با ايمان دست داده و ميان زمانى كه مرگ در حال ايمان بر او دست يافته ارتداد و كفرى به همرسيده باشد . . » بنا به اين تعريف ، « ايمان » در هنگام ديدن صحابى و در هنگام مردن ، براى تحقق معنى « تابعى » ( بمعنى اصطلاحى ) اعتبار شده است .
و به گفتهء همو : برخى « طول ملازمت » با صحابى را براى محقق شدن معنى « تابعى » شرط دانسته و برخى ديگر « صحّت سماع » او را شرط قرار داده و برخى « تميز » را در معنى اصطلاحى آن اعتبار كردهاند .
باز همو در همان كتاب ( مقياس الهدايه ) اين مضمون را گفته است :
« . . تابعيون نيز زيادند گروهى طبقهاى را كه به ملاقات « صحابه » نائل نشده اند
[١] مامقانى .