ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٣١ - ٢ - عائشه ( رض ) ١ - دلداري ابن عباس ، عائشه ( رض ) را ٢ - پشيماني عائشه ( رض ) از واقعه جمل
باز هم ، به اسناد ، از عروه از پدرش ، زبير ، روايت كرده كه اين مضمون را گفته است :
« از مردم كسى را به قرآن و فريضه و حلال و حرام و شعر و حديث عرب و نسب عالمتر از عائشه نديدم ! » باز هم ، به اسناد ، از عروه كه به عائشه مىگفته است :
« من از فقه تو در شگفت نيستم زيرا مىگويم زن پيغمبر و دخت ابو بكرى از علمت به شعر و تاريخ عرب نيز عجب ندارم زيرا مىگويم كه دختر ابو بكرى كه از همه كس به اين قسمت داناتر بود ليكن از علم تو به طبّ تعجّب دارم كه چگونه ؟ و از كجا ؟ و بچه منوال است ! ؟ عائشه به شانهء عروه دست نهاده و گفته است : هنگامى كه مردم به عيادت پيغمبر مىآمدند و ادويه و طرز معالجه را براى وى توصيف مىكردند من طب را از ايشان فرا گرفتم ! » باز حافظ ابو نعيم چنين حديث كرده است :
« كسى شنيده است كه عائشه ، رضى الله تعالى عنها ، آيهء * ( « وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ » ) * تلاوت مىكرد پس اين اندازه گريه مىكرد كه مقنعه اش تر مىگرديد » در كتب صحاح و مسانيد اهل سنّت از عائشه روايات و احاديثى زياد راجع به احكام فقهى آورده شده كه در مقام تفقّه و اجتهاد مورد استفاده قرار گرفته و بموجب آنها افتاء به عمل آمده است .