ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٣٠٧ - ١٤ - مروان ( ابن محمد بن مروان بن حكم ) ١ - توجيه ملقّب بودن مروان به ١٧١ حمار ١٨٧ و به ١٧١ جعدى ١٨٧ ٢ - نبش قبر يزيد بن وليد بفرمان مروان وبدار آويختن آن لاشه ٣ - پايان سخن از خاندان اموي ٩ - تلخيص اوضاع عمومي ١ - عدم توجّه بامور ديني در دوره بني اميه ، مگر بالعرض ، نه بالأصالة ٢ - عظمت مقام خلافت از نظر احكام ديني ٣ - جنبه ديني در مقام خلافت ٤ - اعتراف معاويه باينكه استيلاء و حكومت وي بشمشير و زور بوده نه برضاء امّت ٥ - پيدا شدن اصطلاح ١٧١ فقه ١٨٧ و ١٧١ فقيه ١٨٧ ٦ - اشاره ببرخي از علل و عوامل توجه دانشمندان ، بفقاهت در دوره فاسد امويان ٧ - مراجعه مردم بصحابه براي كسب فتوى از ايشان ٨ - نمونه هايي از اوائل و اواسط و اواخر امويان از لحاظ فساد ديني در دستگاه حاكمه
« ابو حاتم در تفسير خود از ابراهيم بن ابى زرعة اخراج كرده كه وليد به او گفته است :
« أيحاسب الخليفة ؟ ! . » در خاتمه براى اكمال بينايى نسبت به فساد دستگاه حاكمهء بنى اميه و احاطه بر صدر و ذيل اوضاع و احوال آن دوره مطلبى راجع بسر سلسلهء خاندان ، معاويه ، و ديگرى راجع به چگونگى اوضاع در اواسط حكومت اين خاندان و سه ديگر مربوط به چگونگى اوضاع در زمان آخرين فرد از حكمروايان اين خاندان مىآورم و از آن پس مبحث اصلى ادوار فقه ( چگونگى فقه و فتوى . . ) را آغاز مىكنم :
در بارهء سر سلسلهء اين خاندان ، ابن ابى الحديد از نصر بن مزاحم ، به اسناد ، نقل كرده است ( جلد اول شرح صفحه ٣٤٧ ) :
« . . لمّا نظر علىّ عليه السّلام إلى رايات معاوية و اهل الشام قال :
« و الَّذى فلق الحبّة و برأ النّسمة ، ما اسلموا و لكنّ استسلموا و اسرّوا الكفر فلمّا وجدوا عليه اعوانا رجعوا إلى عداوتهم لنا ، الَّا انّهم لم يتركوا الصّلاة » باز ابن ابى الحديد از نصر به اسناد او از حبيب بن ابى ثابت آورده كه گفته است :
« لمّا كان قتال صفّين قال رجل لعمّار : يا ابا اليقضان ألم يقل رسول الله ( ص ) : قاتلوا النّاس حتّى يسلموا فاذا اسلموا عصموا منّي دماءهم و أموالهم ؟ قال : بلى ، و لكن و الله ما اسلموا و لكنّ استسلموا و اسرّوا الكفر حتّى وجدوا عليه اعوانا » و هم ابن ابى الحديد از نصر به اسنادش از منذر ثورى آورده كه محمّد بن حنفيّه چنين گفته است :
« لمّا أتاهم رسول الله ( ص ) من اعلى الوادي و من اسفله و ملا