ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٨٥ - ١٠ - هشام ( ابن عبد الملك ) ١ - بي اطّلاعي هشام از احكام دين ٢ - مجازاتهاي غير ديني ٣ - گرفتن ١٧١ جزيه ١٨٧ از مسلمين ٤ - كشتار فجيع عامل خليفه در خراسان ٥ - كشتن هشام غيلان جبرى مذهبرا
ننگين خود را برملا مىساخته كه مردم به صدا درآمده و كارهاى زشت او را به زبان مىآورده و او را بد مىگفته و نكوهش مىكردهاند وليد چون از بدگويى مردم و سرزنش ايشان آگاه شده بنقل صاحب « العقد الفريد » ( جزء پنجم - صفحه ٢٢٢ ) چنين گفته است :
« خذوا ملككم ، لا ثبّت الله ملككم ثباتا يساوى ، ما حييت ، عقالا دعوا لي سليمى مع طلاء و قينة و كاس ، الا حسبى بذلك مالا » قضايائى از اعمال ننگين و رفتار شرم آور اين ، باصطلاح ، خليفه در كتب معتبر اهل تسنّن از قبيل « الأغانى » ، كه مؤلف آن خود از خاندان اموى است ، و « العقد الفريد » ، و غير اينها ، آورده شده ( نظير قضيهء در آوردن اشعب را به هيئت ميمون و پوشاندن لباس مسخره بر آن مرد مسخره و دستور دادن كه او را به همان صورت به روى ، در حالى كه نامردى ( آلت ) خود را ، بتعبير اشعب « كالعود المدهون » ، در دست داشته و امر كردن وى به اشعب كه آن را سجده كند آنان به تفصيل نقل كردهاند ) كه آوردن آنها در اين اوراق از ادب اسلامى به دور است .
وليد كه از ربيع الآخر سال ١٢٥ به سلطنت رسيد در ماه جمادى الآخر از سال يك صد و بيست و شش ( ١٢٦ ) به سنّ سى و پنج سال ( ٣٥ ) كشته شده و نوبت حكومت و فرمانروايى به يزيد پسر وليد پسر عبد الملك رسيده است .