ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٦٥ - ٨ - عمر بن عبد العزيز ١ - فرمان عمر به ترك سبّ عليّ ( ع ) از خطبه ٢ - عدل و حقّ مردمرا بصلاح مي آورد نه تازيانه و شمشير ٣ - تقليد مردم از اعمال فرمانروايان ٤ - فساد حكومت بني اميه بگفته عمر بن عبد العزيز
- ٧ - عمر بن عبد العزيز ٩٩ - ١٠١ در ماه صفر از سال نود و نه ( ٩٩ ) سليمان در گذشت و عمر بن عبد العزيز كه وليعهد شده بود زمام دار گشت .
عمر بن عبد العزيز نوهء دخترى عمر خطاب است چه مادرش دختر عاصم ، پسر عمر بوده است .
عمر بن عبد العزيز بر خلاف سابقان و هم لاحقان خود ، از بنى اميّه ، به امور دينى توجّه مىداشته و قوانين فقهى و احكام شرعى را رعايت مىكرده و در مدت بسيار كوتاه امارت و حكومت خويش بر اقامهء عدل و اشاعهء نصفت و احياء سنّت كوشا بوده و تا آن اندازه كه مىتوانسته احكام الهى را به كار مىبسته است .
سيوطى از ليث نقل كرده كه اين مفاد را گفته است ( تاريخ الخلفاء - صفحه ٢٣٢ ) « چون عمر به خلافت رسيد از خويشان و نزديكان و اهل بيت خويش آغاز كرد و اموال ايشان را گرفت و نام مظالم بر آنها نهاد » باز همو ( در همان كتاب - صفحه ٢٤٣ - ) اين مضمون را آورده است :
« . . بنو اميّه چنان بودند كه على را در خطبه سبّ مىكردند و بوى دشنام مىدادند و ناسزا مىگفتند هنگامى كه نوبهء امارت ، عمر بن عبد العزيز فرا رسيد اين شيوهء ناستوده را باطل ساخت و به نوّاب و عمّال خود نوشت كه آن روش را از ميان ببرند .
و خود به جاى سبّ و ناسزا به على اين آيه را مىخواند * ( « إِنَّ الله يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسانِ . . ) * الآية [١] » و از آن زمان خواندن اين آيهء شريفه در خطبه متداول و معمول گرديد »
[١] آيهء ٩٠ از سورهء النحل .