ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٦١ - ٧ - سليمان ( ابن عبد الملك ) ١ - شكمبارگي سليمان ٢ - اصرار سليمان بسبّ عليّ ( ع ) ٣ - داستان يسار مغنيّ سليمان و ذلفاء محبوبه سليمان ٤ - خصي كردن ( اخته ) مغنّيان مدينه بأمر سليمان
چنين نوشته « اخص من قبلك من المغنّين » عثمان هم امر سليمان را به كار بسته و همهء آوازه خوانان و خوانندگان مدينه را اخته كرده است ! دلال كه يكى از ايشان بوده گفته است « الآن صرنا نساء حقّا » .
« عجيب اينست كه برخى از بنى مروان كه اين عمل نامشروع و مخالف با قانون فقه اسلامى را دريافته در صدد اصلاح و تأويل آن بر آمده ، و شايد هم خواسته ظرافت ذوق خود را نشان داده باشد ، گفته است : حاكم مدينه نامهء سليمان را از « احصّ » با حاء مهمله به « اخص » به خاء معجمه تصحيف كرده است . « فقال الكاتب الَّذى قرأ الكتاب : كيف تقولون ذلك و لقد كان الخاء معجمة بنقطة كانّها سهيل » [١] طبرى در تاريخ خود ( جزء پنجم صفحه ٣٠٥ ) اين مضمون را آورده است :
« مفضّل بن مهلَّب گفته است :
« روز آدينه : در دابق بر سليمان در آمدم جامه خواست . آوردند و آن را پوشيد خوشش نيامد . جامهاى ديگر خواست . آوردند . اين جامه كه رنگش سبز بود و يزيد بن مهلَّب آن را از شوش براى وى فرستاده بود بخواست و به پوشيد و عمامه بسر برنهاد و گفت : اى پسر مهلَّب اين را پسنديدى و از آن خوشت آمد ؟ گفتم : جامه ايست نيكو و زيبا . پس آستين بالا زد و گفت : « من آن پادشاه جوانم » آنگاه نماز آدينه بگزارد و اين آخرين جمعهاى بود كه سليمان نماز آن را به جا آورد .
« برخى از علماء گفتهاند : روزى سليمان جامهاى سبز پوشيد و عمامه و دستارى سبز بسر نهاد پس از آن در آينه نگريستن گرفت و گفت : « من آن پادشاه جوانم » از آن روز تا روزى كه سليمان مرد از يك هفته ، بيش نبود [٢] »
[١] ابو الفرج اصفهانى اموى در كتاب « الاغانى » ذيل « ذكر الدلال و قصته حين خصى و من خصى معه و السبب فى ذلك » ( جزء چهارم صفحه ٥٩ - ) قضيهء خصى كردن را بطرق متعدد و انحاء مختلف آورده است .
[٢] فقيه مالكى در « العقد الفريد » قضايائى از شكمبارگى سليمان آورده كه بسيار غرابت دارد از جمله در سبب مرگ سليمان چنين آورده است : « و كان سبب موت سليمان ان نصرانيا اتاه و هو بدابق بزنبيل مملوء بيضا و آخر مملوء تينا فقال : قشروا فقشروا فجعل يأكل بيضة و تينة حتى اتى على الزنبيلين ! ثم اتوه بقصعة مملوءة مخا بسكر فاكله فاتخم فمرض فمات » .