ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٥٦ - ٥ - عبد الملك ( ابن مروان ) ١ - خراب كردن حجّاج كعبه را به أمر عبد الملك و نشان بردگي نهادن او بر صحابه در مدينه ٢ - وصاياي عبد الملك بفرزندش ، وليد ٣ - نخستين كسي كه از ١٧١ امر به معروف ١٨٧ نهي كرده عبد الملك است همو گفته است هر كس او را به تقواي خدا بخواند گردنشرا مىزند
و فرمود مردى زبان دان ايشان را همراه كند و سخنان آنان را به طورى كه متوجه نشوند گوش كند و به ياد بسپرد و آنها را به عمر خبر دهد .
« روميان به مسجد در آمدند و بسوى قبله رفتند و سرها را براى ديدن عظمت مسجد بالا گرفتند ليكن بزرگ آنان رنگش زرد شد و سر به زير افكند سبب را جويا شدند گفت :
« ما ، روميان را چنان گمان مىرفت كه عرب درنخواهد پاييد اكنون كه اين پرستشگاه سخت و استوار و با عظمت را مىنگرم مىبينم روزگار ايشان دراز است .
« عمر چون از اين گفته آگاه شد گفت :
« اكنون كه اين مسجد و عظمت آن موجب ناراحتى و خشم كافرانست من آن را چنان كه هست مىگذارم و از انديشه پيش خويش در گذشت .
« اين مسجد به گوهرهاى گرانبها مرصّع شده و قنديلهايى زياد سيمين و زرين ، در آن آويخته گرديده است . . » تا آخر آن چه ياقوت در بارهء اين مسجد آورده است .
وليد در ماه جمادى الآخره ، يا ربيع الاول از سال نود و شش ( ٩٦ ) در گذشته و برادرش سليمان بن عبد الملك به جايش نشسته است .