ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٥٤ - ٥ - عبد الملك ( ابن مروان ) ١ - خراب كردن حجّاج كعبه را به أمر عبد الملك و نشان بردگي نهادن او بر صحابه در مدينه ٢ - وصاياي عبد الملك بفرزندش ، وليد ٣ - نخستين كسي كه از ١٧١ امر به معروف ١٨٧ نهي كرده عبد الملك است همو گفته است هر كس او را به تقواي خدا بخواند گردنشرا مىزند
و اعتراض داشتهاند كه چرا اموال بيت المال مسلمين در راهى خرج مىشود و به مصرفى مىرسد كه ايشان را در آن فائده و سودى نيست وليد چون اعتراض مردم را دانسته و از سخنان ايشان آگاهى يافته چنين پاسخ گفته است :
« شنيدهام شما اين سو و آن سو سخنانى مىگوييد و اينك بدانيد كه هم اكنون بيت المال شما چنانست كه اگر تا هجده سال ديگر يك دانه گندم به آن وارد نشود به شما جواب مىدهد و عطاء هيجده سالهء شما در آن موجود است . مردم چون اين سخنان وليد را شنيده اطمينان يافته و خاموش شدهاند .
« گفتهاند : ساختمان اين مسجد مدت نه سال ، كه هر روز نه هزار مرد به سنگ بريدن اشتغال مىداشتهاند طول كشيده ! و ششصد ( ٦٠٠ ) سلسله ( زنجير ) كه از زر ناب بوده در اين مسجد وجود داشته است ! « چون از امر مسجد فراغ حاصل شد و بنيان آن به اتمام رسيد وليد دستور داد براى سقف مسجد ارزيز به كار برند . پس از همهء بلاد ارزيز بخواست و همهء آنها به كار رفت ليكن كافى نشد و يك قطعه از سقف باقى ماند كه ارزيز بدان نرسيد و ناقص ماند و ارزيز هم يافت نشد .
« وليد را آگاه ساختند كه زنى را به آن اندازه ارزيز هست كه اين كار به اتمام آيد ليكن آن را نمىفروشد مگر اين كه به وزن آن ، زر بوى داده شود وليد گفت : آن را از آن زن بخريد هر چند دو برابر وزن آن ، زر بخواهد . چنين كردند .
چون آن زن ، زر را دريافت داشت گفت : من چنان گمان مىداشتم كه امير شما را در بناى اين ساختمان بنا بر جور و ستم است اكنون كه مىبينم از راه انصاف مىرود و در اين كار از تعدّى و زور دورى مىجويد من شما را گواه مىگيرم كه ارزيز خود را « للَّه » ( براى خدا ) رايگان در اختيار شما مىگذارم تا مصرف كار مسجد كنيد . آنگاه زرها را كه در برابر ارزيز او بوى داده شده بود به ايشان باز پس داد .
« وليد كه از اين گذشت آن زن آگاه شد دستور داد بر آن صفحه از ارزيز كه