ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٤٩ - ٥ - عبد الملك ( ابن مروان ) ١ - خراب كردن حجّاج كعبه را به أمر عبد الملك و نشان بردگي نهادن او بر صحابه در مدينه ٢ - وصاياي عبد الملك بفرزندش ، وليد ٣ - نخستين كسي كه از ١٧١ امر به معروف ١٨٧ نهي كرده عبد الملك است همو گفته است هر كس او را به تقواي خدا بخواند گردنشرا مىزند
< فهرس الموضوعات > ٦ - وليد ( ابن عبد الملكث ) ١ - عمر بن عبد العزيز در هنگام سلطنت گفته است : « امتلأت - الأرض والله جوراً » ٢ - مسجد دمشق ، يكي از عجائب چهارگانه دنيا ٣ - خراب كردن وليد كليساي يوحنّا را ٤ - بناء مسجد دمشق بفرمان وليد و مخارج هنگفت آن ٥ - سنگنوشت نه هزار سال پيش كه از ژرفاي زمين مسجد بهنگام گود كردن بيرون آمده است < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > ٦ - انصراف عمر بن عبد العزيز از تغيير اثاث مسجد < / فهرس الموضوعات > ٥ - وليد ٨٦ - ٩٦ در ماه شوال عبد الملك در گذشت ، بزرگترين فرزندش به نام وليد ، كه ولايت عهد مىداشت ، به جاى پدر به سلطنت نشست وليد تربيتى درست نمىداشته و به درستى سخن نمىرانده و ، باصطلاح ، « لحّان » [١] بوده است . چون عبد الملك او را سخت دوست مىداشته در تعليم و تربيت ، كه معمولا در باديه انجام مىيافته ، كوتاهى كرده است . اين عبارت از عبد الملك نقل شده است : « اضرّنا فى الوليد حبّنا له ، فلم نوجّهه إلى البادية » [٢] .
در بارهء غلطگويى وليد مواردى در كتب تاريخ آورده شده كه نمونه را چند مورد ياد مىگردد :
روزى در مدينه بر منبر رسول ( ص ) بر آمده تا خطبه بخواند خطاب به مردم مدينه را به غلط « يا اهل المدينة » ( بضم لام ) آورده است . بارى ديگر بر منبر آيه را به غلط « يا ليتها كانت القاضية » ( بضم تاء ليت ) قرائت كرده است .
وقتى ديگر غلام خود را گفته است : « ادع لي صالح » غلام بانگ برآورده است « يا صالحا » وليد بوى گفته است : « انقص ألفا » عمر بن عبد العزيز كه در
[١] ابن اثير در كتاب « الكامل » ( جزء چهارم - صفحه ١٣٨ ) چنين آورده است : « و كان الوليد لحانا لا يحسن النحو ، دخل عليه اعرابى فمت اليه بصهر بينه و بين قرابته فقال له الوليد : « من ختنك » بفتح النون و ظن الاعرابى انه يريد الختان فقال : « بعض الاطباء » فقال له سليمان : انما يريد امير المؤمنين « من ختنك » و ضم النون . فقال الاعرابى : نعم فلان . و ذكر ختنه »
[٢] العقد الفريد ( جزء پنجم صفحه ١٨٧ ) .