ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٤٦ - ٥ - عبد الملك ( ابن مروان ) ١ - خراب كردن حجّاج كعبه را به أمر عبد الملك و نشان بردگي نهادن او بر صحابه در مدينه ٢ - وصاياي عبد الملك بفرزندش ، وليد ٣ - نخستين كسي كه از ١٧١ امر به معروف ١٨٧ نهي كرده عبد الملك است همو گفته است هر كس او را به تقواي خدا بخواند گردنشرا مىزند
« و يحكم ! أخليفة احدكم فى اهله ، اكرم عليه ام رسوله إليهم » سيوطى در تاريخ الخلفاء ( صفحه ٢٢٠ ) اين مضمون را آورده است :
« عبد الملك به هنگام مرگ كه فرزند و جانشين خود ، وليد ، را وصيت مىكرده در جمله مضمون زير را به او سفارش كرده است :
« . . جانب حجّاج را نيك نگه دار و او را اكرام كن چه او است كه اين مقام را براى شما آماده و رام ساخته و او است كه در برابر مخالفان ، ترا شمشير و دست است پس سخن هيچ كسرا در باره اش مپذير و به سعايت مردم در حق وى گوش مده و بدان كه تو به او نيازمندتر هستى تا او به تو .
« چون من بميرم و چشم از جهان فرو بندم مردم را به بيعت خويش فرا خوان هر كس سر برگرداند سرش را با تيغ آبدار بردار .
« آنگاه بيتى را خواند كه وليد را گريه دست داد عبد الملك ، برآشفت و گفت :
« اين چيست ؟ آيا مانند زنان گريه سر مىدهى و ناله مىكنى ؟ چون من بميرم دامن به كمر زن و مانند پلنگ باش و تيغ بر آر و هر كس در برابرت خودنمايى و اظهار حيات كند گردن بزن و آن را كه به خاموشى گرايد و در برابر تو سر بلند نكند بگذار به درد درون و رنج نهان خويش باشد و از درد و رنج درونى از ميان برود و بميرد » عسكرى در كتاب « الاوائل » ( بنقل سيوطى در تاريخ الخلفاء - صفحه ٢١٨ - ) در جملهء اوصافى كه براى عبد الملك آورده چنين گفته است :
« و هو اوّل من غدر فى الإسلام و اوّل من نهى عن الكلام بحضرة الخلفاء و اوّل من نهى عن الأمر بالمعروف » منظور عسكرى از « غدر » كه در « اوّليّات » عبد الملك ياد كرده غدر او است نسبت به عمرو بن سعيد بن عاص كه مورّخان معتمد در كتب خود آن را به تفصيل آوردهاند . عسكرى خودش هم گفته است :
« كان مروان بن الحكم ولىّ العهد عمرو بن سعيد بن العاص بعد ابنه فقتله