ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٣٤ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
« مالك بن انس را نيز دو قول است : تلويح و تصريح .
« ابو حنيفه را هم دو قول است : تلويح و تصريح .
« ليكن ما را يك قول است به تصريح ، نه تلويح ، چرا چنين نباشد ؟ با اين كه يزيد ، نردباز ، دائم الخمر بوده و اشعار او در بارهء خمر ، معروف است كه از آن جمله است اين ابيات :
< شعر > اقول لصحب ضمّت الكاس شملهم و داعى صبابات الهوى يترنّم خذوا بنصيب من نعيم و لذّة فكلّ و ان طال المدى يتصرّم < / شعر > « آنگاه فصلى در بارهء فساد يزيد پرداخته پس از آن در پشت ورقه چنين نوشته است : « لو مددت ببياض لمددت العنان فى مخازي هذا الرّجل » ابن عبد ربّه ، فقيه مالكى ، در كتاب « العقد الفريد » ( جزء چهارم - صفحه ١٢٧ ) اين مضمون را نوشته است :
« هنگامى كه عبد الملك مروان به مدينه در آمد حجّاج بن يوسف كه از همراهان او بود در حالى كه شمشيرى مزيّن بر كمر بسته و با تبختر و بزرگمنشى بر خالد بن يزيد بن معاويه ، كه در مسجد نشسته بود ، گذشت . مردى از قريش خالد را پرسيد كه اين مرد متكبّر بزرگنما كيست ؟ خالد گفت : به به ! اين عمرو عاص است .
« حجّاج اين سخن بشنيد پس برگشت و خالد را چنين گفت :
« به خدا سوگند مرا خوش نيست كه از عاص متولد شده بودم يا اين كه عاص از من تولد يافته بود ليكن اگر بخواهى به تو مىگويم كه من كيستم . من پسر شيوخ از ثقيف و عقيله هايى از قريش هستم . من كسى هستم كه صد هزار نفر را كه همه بر پدرت ، يزيد ، بكفر و به شرب خمر گواهى مىدادند با همين شمشير زدم تا اقرار كنند كه او خليفه بوده است ! ! آنگاه بر او پشت كرد و با خود مىگفت : اين عمرو عاص است !