ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٣١ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
« عبارت بيعت براى همه مردم مدينه به همين گونه بود جز اين كه على بن حسين را بحسب سفارشى كه يزيد بن مسلم كرده بود گرامى و بزرگ داشته و بر تخت خود نشانده و از او به اين عبارت كه « برادر و پسر عمّ امير المؤمنين ، يزيد ، است » بيعت ستاند .
على بن عبد الله بن عباس چون حاضر نبود مانند ديگر مردم مدينه بيعت كند از مدينه گريخت و به قبيلهء كنده كه مادرش از آن قبيله بود پناه برد و مردم قبيله حمايت و شفاعت او را به پا خاستند و مسلم را گفتند : خواهر زادهء ما هم جز بدان گونه كه پسر عمّش ، على بن حسين بيعت كرده بيعت نمىكند مسلم نپذيرفت و گفت :
« من كارى نمىكنم مگر به دستور و سفارش يزيد و گر نه على بن حسين هم مىكشتم چه اهل اين بيت سزاوارترند بقتل از ديگر مردم ! ، يا اين كه از او نيز همان گونه بيعت مىگرفتم كه از ديگر مردم مدينه بيعت گرفتم . عاقبت مصلحان پا به ميان نهادند و بر اين قرار دادند كه على بن عبد الله بن عباس بدين عبارت :
« انا ابايع امير المؤمنين يزيد بن معاوية و التزم طاعته » « مسلم پس از آن كشتار فجيع و رفتار ننگين بتعبير ابن عبد ربّه ( العقد الفريد ) بعث برؤس اهل المدينة إلى يزيد فلمّا ألقيت بين يديه جعل يتمثّل يقول ابن الزّبعرى يوم احد :
< شعر > ليت اشياخى ببدر شهدوا جزع الخزرج من وقع الأسل لأهلَّوا و استهلَّوا فرحا و لقالوا ليزيد لا فشل [١] < / شعر >
[١] برخى ، تمثل يزيد را به ابيات بالا مربوط به هنگامى كه سر حسين بن على ( ع ) جلو او نهاده شده بود و با چوب بدان اشارت مىكرده دانستهاند . بعيد نيست كه در هر دو واقعه اين تمثل ، تحقق يافته باشد . در كلمهء آخر بيت دوم به جاى « لا فشل » در برخى از كتب « لا تشل » آورده شده .