ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢١٥ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
و همو ( در همان صفحه از همان جزء ) اين مضمون را از ابو مخنف نقل كرده است :
« و مردم چنان مىدانند كه معاويه به هنگام احتضار سه بار گفته است « يوم لي من ابن الأدبر ، طويل » [١] و مرادش حجر بوده است » در كتاب « الكامل » ابن اثير چنين آمده است كه زياد بن ابيه ، حجر را با دوازده كس از ياران و دوستانش گرفته و به زندان افكنده و اشخاصى را به شهادت بر افساد و اخلال آنان واداشته كه از آن اشخاص بوده است شريح بن حارث قاضى معروف و شريح بن هانى آنگاه گرفتاران را با شهادتنامه به همراهى وائل حضرمى و كثير بن شهاب بسوى معاويه به شام گسيل داشت .
شريح بن هانى در بيرون كوفه خود را به ايشان رسانده و نامهاى سر بسته به وائل سپرده و از او خواسته است كه آن نامه را در شام به معاويه بدهد . وائل نامهء شريح را پس از نامهء زياد به معاويه داده است . نامهء شريح را عبارت چنين بوده است :
« بلغنى انّ زيادا كتب شهادتى على حجر بن عدىّ ، و انّ شهادتى على
[١] عدى پدر حجر پسر ادبر بوده كه چون در مبارزهاى دو أليه ( سرين ) او مورد اصابت شمشير شده بوده است از اين رو او را « ادبر » مىخواندهاند .