ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٠٧ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
ديگر پاى خويش نهاده بدين بهانه كه به مرض نقرس دچار است .
« در اين هنگام گروهى در آمده و گفتند :
« اى سمره خدا را چه پاسخ خواهى داد در اين باره كه كسى را به نزدت مىآورند و تو به تهمت اين كه او از خوارج است بى اين كه بشناسى و در باره اش تحقيق و بررسى كنى به كشتن او فرمان مىدهى پس از آن كسى ديگر را مىآورند باز به كشتن وى نيز فرمان مىدهى و ايشان را مىكشى ؟ .
« گفت : چه باكى از اين كار است ؟ اگر از اهل بهشت باشد به بهشت خواهد رفت و اگر از اهل دوزخ باشد به دوزخ ! » طبرى در تاريخ خود ( جزء چهارم - صفحه ١٧٦ - ) به اسناد ، چنين آورده است :
« استخلفه ( يعنى سمره ) زياد على البصرة و اتى الكوفة فجاء و قد قتل ثمانية آلاف من النّاس . فقال : هل تخاف ان تكون قد قتلت احدا بريئا ؟ قال :
لو قتلت إليهم مثلهم ما خشيت ! ! » باز طبرى به اسناد از سليمان بن مسلم عجمى آورده ( جزء چهارم - صفحه ٢١٧ ) كه پدرش ، مسلم ، اين مضمون را گفته است :
« از مسجد مىگذشتم مردى را ديدم نزد سمره آمد و زكات مال خود را بوى داد و به نماز ايستاد مردى پيش آمد و او را گردن زد به طورى كه سرش به جايى افتاد و بدن به جاى ديگر بس ابو بكره رسيد و اين آيه را * ( « قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّه فَصَلَّى » ) * خواند .
« پس از آن گفت : پدرم چنين گفت : شهادت مىدهم كه سمره از اين جهان نرفت و نمرد مگر پس از اين كه به مرض لرزه و رعشه دچار شد و به سختترين مرگى جهان را به درود گفت :
« و پدر گفت :
« گروهى از مردم نزد سمره بودند كه جمعى را نزد وى آوردند سمره هر يك