ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٠٦ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
در سال پنجاهم هجرى كه مغيرة بن شعبه والى كوفه ، به مرض طاعون ، در كوفه در گذشت معاويه زياد بن ابيه را كه در آن هنگام والى بصره بود به ولايت كوفه نيز منصوب ساخت . زياد نخستين عاملى است كه حكومت كوفه و بصره با هم به او داده شده است پس زياد ، سمرة بن جندب ، صحابى مشهور ، را در بصره به جاى خود گذاشت و خود به كوفه رفت .
سمره مردى بسيار لجوج و معاند و بتعبير پيغمبر ( ص ) « مضارّ » بوده و همان است كه حديث « لا ضرر و لا ضرار » كه احكام فقهى بسيارى را مأخذ و مدرك شده در نتيجه لجاج و سرسختى و نافرمانى او از پيغمبر ( ص ) صدور يافته است .
سمره در بصره رئيس شرطهء زياد بود و از طرف او حكومت مىداشته و كسانى بسيار را بقتل رسانده است .
عبد الملك بن حكيم از حسن بصرى ( بنقل ابن ابى الحديد ) اين مضمون را حكايت كرده است :
« مردى از مردم خراسان به بصره آمد مالى را كه از باب زكات آورده بود ببيت المال تسليم كرد و سند برائت ( قبض رسيد ) دريافت داشت و شكرانهء اين توفيق را به مسجد در آمد و دو ركعت نماز به جاى آورد . در اين هنگام سمره به مسجد وارد شد و آن مرد را ديد پس او را به تهمت اين كه از خوارج است جلو انداخت و گردن زد چون آن مرد كشته شد ديد « سند برائت » با خود داشته است . ابو بكره به سمره گفت :
آيا نشنيدهاى كه خدا گفته است : * ( « قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّه فَصَلَّى » ) * ؟ سمره به او پاسخ داد : برادرت زياد مرا به اين كار واداشته است . » اعمش از ابو صالح ( باز هم بنقل ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ) اين مضمون را روايت كرده است :
« ما را خبر رسيد كه يكى از اصحاب پيغمبر ( ص ) به بصره آمده است به ديدن او رفتيم ديديم سمره است در حالى كه ظرفى شراب جلو يك پاى خود و ظرفى يخ جلو