ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٠٢ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
من كردم . عمرو گفت : آن رهنمايى تو به اين رهنمايى من [١] ! ! هنگامى كه مغيره ولايت كوفه را يافت كثير بن شهاب را بر رى والى ساخت و كثير بتعبير ابن اثير و غير او ، « كان يكثر سبّ علىّ على المنبر » و در همان سال ( سال چهل و يك ) معاويه ، بسر بن ارطاة را بر بصره والى ساخت .
بسر هنگام ورود به بصره بر منبر بر آمد و در خطبه به على ( ع ) ناسزا گفت و شاهد بر گفتار خود خواست . ابو بكره او را تكذيب كرد . بسر دستور داد كه او را در همان جا خفه كنند . ابو لؤلؤهء ضبّى خود را به روى وى انداخت و از كشته شدن نجاتش داد .
آنگاه بسر سه پسر بزرگ زياد را : عبد الرحمن و عبيد الله و عبّاد گرفت و به زندان افكند و به زياد كه در فارس بود نوشت اگر نيايى و تسليم نشوى بىگمان پسرانت را بدار مىآويزم . زياد او را چنين پاسخ نوشت : « ان تفعل فاهل ذاك أنت ، انّما بعث بك ابن آكلة الاكباد [٢] » طبرى در ذيل حوادث سال چهل و دو چنين آورده است :
« و قيل : فى هذه السّنة سار بسر بن ارطاة العامري إلى المدينة و مكَّة و اليمن و قتل من قتل فى مسيره ذلك من المسلمين ، و ذلك قول الواقدي . و قد ذكرت من خالفه فى وقت مسيره هذا السّير [٣] .
[١] تاريخ طبرى ( جزء چهارم صفحه ١٢٩ )
[٢] تاريخ طبرى ( جزء چهارم صفحه ١٢٩ )
[٣] در سال چهلم ، اندكى پيش از شهادت على ( ع ) ، معاويه فرمان داده كه بسر با سه هزار سوار جنگجو بسوى حجاز رود ، و قتل و غارت و اخلال و اغتشاش و تهديد و ارعاب به راه اندازد . بسر اين مأموريت را به دلخواه معاويه به حد اعلى از بى ايمانى و خونخوارى انجام داده و حتى در يمن دو پسر صغير عبيد اللَّه عباس را ( به نام عبد الرحمن و قثم ) ذبح كرده است و چنان كه ابن اثير ، و غير او ، گفتهاند « فلما سمع امير المؤمنين بقتلها جزع جزعا شديدا و دعا على بسر فقال : اللهم اسلبه دينه و عقله . فاصابه ذلك و فقد عقله فكان يهذى بالسيف و يطلبه فيؤتى بسيف من خشب و يجعل بين يديه زق منفوخ فلا يزال يضربه و لم يزل كذلك حتى مات » . طبرى ( ذيل حوادث سال ٤٥ - جلد چهارم ، صفحه ١٦٥ - ) اين مضمون را آورده است : « معاويه عمل بصره و خراسان و سيستان را به زياد داده و پس از آن هند و بحرين و عمان را هم ضميمهء آن ساخت زياد در آخر ماه ربيع الاخر يا غره جمادى الاولى از سال ٤٥ به بصره درآمد و خطبهء « بتراء » خود را ، كه در آن خدا را سپاس نگفته ، هنگام ورود به بصره انشاء كرد »