ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٠١ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
عمّال معاويه معاويه ، و دربار او در شام ، بدين وضع و روش بوده كه نمونه اش ياد گرديد . ديگر بلاد و شهرهاى اسلامى را نيز از لحاظ توجه دستگاه حكومت به احكام و شئون دين حال به همان منوال بوده است زيرا كسانى كه از جانب معاويه در آن بلاد حكومت مىكرده و بر مردم سلطنت مىيافته همه از سنخ او و مجرى مقاصد او و كوشا در جلب نظر او بودهاند تا پيشرفت كنند و ارتقاء يابند . پس كردار و رفتار و گفتار آنان چنان بوده كه هوى و ميل وى را تأمين كند و او را راضى و خرسند سازد .
عمّال معاويه همه با خود او متناسب و مردمى بى علاقه بدين و ايمان و عارى از حقيقت بوده يا لا اقل جلب خاطر او را خويش را چنان مىنمايانده و يا به گفتهء مغيره كه به صعصعه در كوفه گفته ( چند صفحه پيش نقل شد ) : « . . ندفع به هؤلاء القوم عن أنفسنا تقيّة » راه « تقيّه » مىسپردهاند .
در سال چهل و يكم عبد الله بن عمرو بن عاص را بر كوفه والى ساخته مغيرة بن شعبه بوى گفته : پسر را بر كوفه و پدر را بر مصر فرمانروا كرده و خود ميان دو شير امارت مىكنى ! پس معاويه خود مغيره را به كوفه فرستاد و عبد الله را برداشت . عمرو عاص از سعايت مغيره آگاه شد بر معاويه در آمد و به او گفت : مغيره را بر خراج مسلَّط داشتهاى او اموال خراج را به نيرنگ براى خود نگه خواهد داشت و تو نخواهى توانست از وى چيزى بازستانى . پس معاويه گرفتن خراج را از مغيره باز گرفت و به ديگرى وا گذاشت .
مدتى پس از اين قضيه مغيره را با عمرو ديدار افتاد عمرو به او گفت : تو در بارهء امارت عبد الله بر كوفه امير المؤمنين را چنان رهنمايى كردى ؟ مغيره گفت : درست است