ادوار فقه ( فارسي )
(١)
1 - سر آغاز
٢ ص
(٢)
2 - زنان صحابيه 1 - فاطمه زهرا ( ع ) 1 - عصمت فاطمه 2 - قضيه فدك 3 - مباحث فقهي مسئله فدك 4 - خطبه فدك 5 - سهم ذى القربى 6 - احتجاج فقهي فاطمه بر سهم ذى القربى
٨ ص
(٣)
2 - عائشه ( رض ) 1 - دلداري ابن عباس ، عائشه ( رض ) را 2 - پشيماني عائشه ( رض ) از واقعه جمل
٣٠ ص
(٤)
3 - حفصه
٣٢ ص
(٥)
4 - أمّ بجيده
٣٤ ص
(٦)
5 - سلمى
٣٦ ص
(٧)
3 - تعليقات استدراكي 1 - راجع به « قطع يد سارق » 2 - راجع بمسئله « تيمّم » 3 - راجع بمسئله « لعان » 4 - راجع بمسئله « قسامه » 5 - كلام ابن رشد در « قسامه » 6 - مباحثه ابن عوف و عثمان و استناد عثمان به « رأى » 7 - عمل ابن عوف و ابن مسعود بر خلاف حكم فقهي 8 - سند خريداري پيغمبر ( ص ) سلمان فارسي را 9 - عهدنامه پيغمبر ( ص ) براي برادرزاده و اقرباء سلمان فارسي 10 - سه گونه بودن تصرّفات نبيّ 11 - منشأ اختلافات فقيهان ، به نظر ابن قيّم 12 - مسئله « غسل »
٣٩ ص
(٨)
4 - بازگويي فهرست ادوار فقه 1 - عهود چهارگانه 2 - دو عصر عهد دوم 3 - چهار عصر عهد چهارم
٦٢ ص
(٩)
مدخل 1 - اختلاف شيعه و سنّي در وجود و عدم حكمي براي هر چيز ( تخطئه و تصويب ) 2 - اختلاف در « طريقيّت » و « موضوعيّت » برخي از مدارك احكام 3 - حديث « ثقلين » كه يكي از مستندات شيعه است براي رجوع باهل بيت در مقام اجتهاد وافتاء 4 - احاديث ديگر مانند حديث « سفينه نوح » و « باب حطّه » و « تمسّك بكتاب وعترت » 5 - فرق ميان « عترت » و ميان ديگر علماء به نظر ابن حجر
٦٧ ص
(١٠)
6 - اختلاف اساسي در طرز تفقه و اجتهاد 1 - توجيه دو قسم شدن اجتهاد و تفقّه 2 - لزوم بحث از « ادوار فقه » نسبت به همه مذاهب 3 - توجيه عدم بحث تفصيلي در اين كتاب ، از غير مذهب شيعه 4 - روش تنظيم مطالب اين جلد
٨٢ ص
(١١)
7 - اوضاع عمومي در عهد دوم 1 - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه 2 - حقيقت « حكومت مردم بر مردم » در اسلام است 3 - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
٨٧ ص
(١٢)
3 - معاوية ( ابن يزيد ) 1 - نوزده يا چهل روز پس از پدرش در گذشته است 2 - وليّ عهد تعيين نكرده و گفته است « لم انتفع بها حيّاً فلا أقلّدها ميّتاً لا يذهب بنو أمية بحلاوتها و اتجرّع مرارتها »
٢٣٦ ص
(١٣)
4 - مروان ( ابن حكم ) 1 - رعايت نكردن مروان احكام فقهي را 2 - نسبت دادن معاويه زنا را به مروان 3 - حكايت زن باديه نشين 4 - حال مروان و معاويه در علاقه به آن زن ، بنقل ابن قيّم جوزي
٢٣٧ ص
(١٤)
5 - عبد الملك ( ابن مروان ) 1 - خراب كردن حجّاج كعبه را به أمر عبد الملك و نشان بردگي نهادن او بر صحابه در مدينه 2 - وصاياي عبد الملك بفرزندش ، وليد 3 - نخستين كسي كه از « امر به معروف » نهي كرده عبد الملك است همو گفته است هر كس او را به تقواي خدا بخواند گردنشرا مىزند
٢٤٢ ص
(١٥)
7 - سليمان ( ابن عبد الملك ) 1 - شكمبارگي سليمان 2 - اصرار سليمان بسبّ عليّ ( ع ) 3 - داستان يسار مغنيّ سليمان و ذلفاء محبوبه سليمان 4 - خصي كردن ( اخته ) مغنّيان مدينه بأمر سليمان
٢٥٧ ص
(١٦)
8 - عمر بن عبد العزيز 1 - فرمان عمر به ترك سبّ عليّ ( ع ) از خطبه 2 - عدل و حقّ مردمرا بصلاح مي آورد نه تازيانه و شمشير 3 - تقليد مردم از اعمال فرمانروايان 4 - فساد حكومت بني اميه بگفته عمر بن عبد العزيز
٢٦٥ ص
(١٧)
9 - يزيد ( ابن عبد الملك ) 1 - دستور دادن ( بخشنامه ) يزيد بعمّال خود كه از راه استبداد و جور و ستم بروند 2 - عشق ورزي و كثافتكاري يزيد
٢٦٩ ص
(١٨)
10 - هشام ( ابن عبد الملك ) 1 - بي اطّلاعي هشام از احكام دين 2 - مجازاتهاي غير ديني 3 - گرفتن « جزيه » از مسلمين 4 - كشتار فجيع عامل خليفه در خراسان 5 - كشتن هشام غيلان جبرى مذهبرا
٢٧٤ ص
(١٩)
12 - يزيد ( ابن وليد ) يزيد نوه پسري عبد الملك و نوه دختري فيروز پسر يزدگرد بوده و او به اين نسبت افتخار ميداشته و ثعالبي در حق او گفته است « اعرق النّاس في الملك والخلافة من طرفيه »
٢٨٦ ص
(٢٠)
13 - ابراهيم ( ابن وليد بن عبد الملك ) در حدود شصت روز و اندي به حال اضطراب و اختلاف سلطنتي متزلزل داشته
٢٨٧ ص
(٢١)
14 - مروان ( ابن محمد بن مروان بن حكم ) 1 - توجيه ملقّب بودن مروان به « حمار » و به « جعدى » 2 - نبش قبر يزيد بن وليد بفرمان مروان وبدار آويختن آن لاشه 3 - پايان سخن از خاندان اموي 9 - تلخيص اوضاع عمومي 1 - عدم توجّه بامور ديني در دوره بني اميه ، مگر بالعرض ، نه بالأصالة 2 - عظمت مقام خلافت از نظر احكام ديني 3 - جنبه ديني در مقام خلافت 4 - اعتراف معاويه باينكه استيلاء و حكومت وي بشمشير و زور بوده نه برضاء امّت 5 - پيدا شدن اصطلاح « فقه » و « فقيه » 6 - اشاره ببرخي از علل و عوامل توجه دانشمندان ، بفقاهت در دوره فاسد امويان 7 - مراجعه مردم بصحابه براي كسب فتوى از ايشان 8 - نمونه هايي از اوائل و اواسط و اواخر امويان از لحاظ فساد ديني در دستگاه حاكمه
٢٨٨ ص
(٢٢)
10 - چگونگي فقه و فتوى و طبقات فقيهان 1 - اقوال درباره عنوان « تابعي » 2 - اكمل « تابعان » از حيث ملاقات و ادراك صحابه 3 - عدّه « مخضرمان » 4 - يكصدو بيست هزار از صحابه ، كم و بيش ، فتوى ميداشته اند 5 - حديث « خير امّتي قرني »
٣٠٩ ص
(٢٣)
11 - فقاهت و فقيهان مشهور اسلامي در عصر اول از عهد دوم ( تابعيان ) 1 - توجيه از ميان رفتن مركز بودن مدينه براي فقاهت و تفرقه آن در سائر بلاد اسلامي
٣٢٠ ص
(٢٤)
2 - داستان قطع پاي عروه و كشته شدن پسرش
٣٣٢ ص
(٢٥)
3 - سعيد بن مسيّب را اعلم اهل زمانش دانسته اند
٣٣٥ ص
(٢٦)
4 - مقام فقهي و صلابت ديني سعيد
٣٣٦ ص
(٢٧)
5 - فرمان عبد الملك مروان براي بيعت گرفتن از سعيد
٣٣٨ ص
(٢٨)
6 - تازيانه زدن سعيد و گرداندن او را در بازارهاي مدينه
٣٣٩ ص
(٢٩)
7 - داستاني اخلاقي و ديني از سعيد
٣٤٠ ص
(٣٠)
8 - سخنان منقول از سعيد
٣٤٣ ص
(٣١)
9 - كلمات و احاديث منقول از ابوبكر بن عبدالرّحمن
٣٤٥ ص
(٣٢)
10 - خودداري شگفت انگيز سليمان بن يسار
٣٤٨ ص
(٣٣)
11 - مقام علمي و فقهي عبيد الله بن عتبه
٣٤٩ ص
(٣٤)
12 - چند كس كه مرجع استفتاء و نوشتن اسناد و تقسيم مواريث بوده اند
٣٥١ ص
(٣٥)
13 - مقام فقهي و شدّت تقوى قاسم بن محمد
٣٥٤ ص
(٣٦)
14 - چند حديث بروايت قاسم
٣٥٥ ص
(٣٧)
2 - فقيهان تابعي مدينه و طبقات ايشان 1 - طبقه نخست 1 - عروة بن زبير 2 - سعيد بن مسيّب 3 - ابوبكر بن عبد الرّحمن 4 - سليمان بن يسار 5 - عبدالله بن عتبه 6 - خارجة بن يزيد 7 - قاسم بن محمّد بن أبي بكر 2 - طبقه دوم 1 - محمّد حنفيّه 2 - ابوسلمة بن عبد الرّحمن بن عوف 3 - حسن بن محمد حنفيّه 4 - سالم بن عبد الله بن عمر 5 - محمّد بن مسلم ( زُهري ) 6 - عبدالله بن ذكوان 7 - ربيعة الرّاي بن فرّخ 8 - أبو عبد الله بن يزيد بن هرمز
٣٥٨ ص
(٣٨)
17 - نيرومندي عجيب محمّد حنفيّه
٣٦٢ ص
(٣٩)
18 - سخني حكيمانه در تعريف « حكيم » از محمّد بن حنفيّه
٣٦٤ ص
(٤٠)
19 - حسن بن محمد بن حنفيّه اعلم زمان خود در « مسائل اختلافي » بوده است
٣٦٧ ص
(٤١)
20 - چند حديث فقهي بروايت سالم بن عبدالله بن عمر ( رض )
٣٧٠ ص
(٤٢)
21 - مقام علمي زُهرى
٣٧١ ص
(٤٣)
22 - وضع دربار عبد الملك و نقل خبري غريب درباره عاشوراي حسين ( ع )
٣٧٣ ص
(٤٤)
26 - نقل زهرى رأى عمر را درباره « امّهات ولد » براي عبد الملك
٣٧٥ ص
(٤٥)
27 - حديث زُهرى از پيغمبر ( ص ) درباره حقوق مسلم بر مسلم
٣٧٧ ص
(٤٦)
30 - اقسام چهل گانه روزه بنقل زُهرى از امام
٣٧٩ ص
(٤٧)
31 - حديث غدير خم بأسناد از زُهرى
٣٨٠ ص
(٤٨)
32 - ربيعة الرّاى استاد فقهي مالك بن انس بوده است
٣٨٥ ص
(٤٩)
33 - چهل تن از بزرگان اهل فقه و حديث در مجلس درس ربيعه حاضر ميبوده اند
٣٨٦ ص
(٥٠)
34 - داستان پدر ربيعه با ربيعه و سي هزار دينار خرج تحصيل او
٣٨٧ ص
(٥١)
35 - ارجاع مفتي مردمرا بفتواي غير
٣٨٨ ص
(٥٢)
36 - انفاق استادان و مدرّسان بر شاگردان
٣٨٩ ص
(٥٣)
3 - طبقه سيّم 1 - ابن أبي ذؤيب قرشي 2 - ابن أبي سلمه 3 - ابن أبي سبرة 4 - كثير بن فرقد ماجشون 5 - مالك بن انس
٣٩٣ ص
(٥٤)
3 - فقيهان تابعي مكّه و طبقات آن 1 - طبقه نخست 1 - مجاهد بن جبر 2 - عكرمة 3 - عطاء بن أبي رباح 4 - عبد الله بن أبي مليكه 5 - عمرو بن دينار
٤٠٨ ص
(٥٥)
2 - دوره فقيهان تابعي مكّه 1 - فتواي مجاهد ببطلان نماز زني كه مويش پوشيده نباشد
٤١٢ ص
(٥٦)
2 - عكرمه را ابن عباس اجازه افتاء داده است
٤١٣ ص
(٥٧)
3 - عكرمه راي خوارجرا داشته است
٤١٥ ص
(٥٨)
9 - مقام بلند سياه حبشي در نظر پيغمبر اسلام
٤١٩ ص
(٥٩)
10 - اجماع يا « اجتماع امّت » بعقيده عطاء بر اسناد مقدّم
٤٢٠ ص
(٦٠)
13 - بخشش علي بن الحسين ( ع )
٤٢٤ ص
(٦١)
2 - طبقه دوم 1 - ابو يسار ( عبد الله بن أبي نجيج ) 2 - عبد الملك بن جريج
٤٢٥ ص
(٦٢)
14 - حليّت و جواز متعه بعقيده ابن جريج و بنقل از مالك
٤٣٠ ص
(٦٣)
15 - برخي از دانشمندان ، ابن جريج را نخستين مؤلّف در اسلام گفته اند
٤٣١ ص
(٦٤)
3 - طبقه سيّم 1 - مسلم بن خالد زنجى مكّي 4 - طبقه چهارم محمّد بن إدريس شافعي
٤٣٣ ص
(٦٥)
16 - يكي از استادان امام شافعي در فقه ( مسلم بن خالد )
٤٣٤ ص
(٦٦)
4 - فقيهان تابعي يمن و طبقات ايشان 1 - طبقه نخست 1 - أبو عبد الرّحمن طاوس 2 - وهب بن منبه 3 - عطاء 4 - شراحيل صنعاني 5 - حنش بن عبدالله
٤٤٠ ص
(٦٧)
5 - وهب بن منبه 72 كتاب از كتب الهي را خوانده
٤٤٤ ص
(٦٨)
9 - نخستين جامع قرآن در يمن
٤٤٨ ص
(٦٩)
10 - ايرانيان يمن كه فرمانروايي آنجا را ميداشته اند در زمان خود پيغمبر ( ص ) اسلامرا پذيرفته و از طرف پيغمبر ( ص ) بر جا مانده اند
٤٤٩ ص
(٧٠)
2 - طبقه دوم 1 - معمر بن راشد 2 - عبد الرّزّاق
٤٥٦ ص
(٧١)
ابناء
٤٦١ ص
(٧٢)
2 - فقاهت رجاء بن حيوة
٤٧٢ ص
(٧٣)
3 - مكحول از فقيهاني است كه « عامل برأي » بوده
٤٧٣ ص
(٧٤)
4 - بطلان نكاح زن بي اذن وليّ ، بحسب روايت اشتدق
٤٧٥ ص
(٧٥)
2 - طبقه دوّم 1 - مكحول شامي كابلي 2 - اشدق ( سليمان بن موسى ) = 471 3 - طبقه سيم 1 - ميمون بن مهران 2 - غسّاني ( يحيى بن يحيى ) 3 - زبيدي ( محمد بن وليد ) 4 - اوزاعي ( عبد الرّحمن ) 5 - تنوخي ( سعيد )
٤٧٦ ص
(٧٦)
5 - بسه چيز خويشتنرا آزمودن نشايد
٤٧٨ ص
(٧٧)
8 - داستان غريب مرگ اوزاعي
٤٨٣ ص
(٧٨)
12 - مردم شام دويست سال از فتاوى اوزاعي پيروي ميداشته اند
٤٨٥ ص
(٧٩)
13 - « الدّنيا غنيمة الآخرة » و « احثوا التّراب في وجوه المدّاحين »
٤٨٧ ص
(٨٠)
شاگردان اوزاعي 1 - عبد الله مبارك 2 - وليد بن مسلم 3 - محمّد بن يوسف
٤٨٩ ص
(٨١)
14 - مالك بن عبد الله يكي از رواة « الموطّأ » از خود امام مالك است
٤٩٠ ص
(٨٢)
15 - چهار پند برگزيده از چهار هزار حديث
٤٩١ ص
(٨٣)
16 - عبد الله مالك بلقب شاهانشاه خوانده شده
٤٩٢ ص
(٨٤)
20 - مؤلّفات فقهي محمّد بن يوسف واقد
٤٩٧ ص
(٨٥)
6 - فقيهان تابعي مصر و طبقات آنان 1 - طبقه نخست 1 - صنابحي ( عبد الرّحمن ) 2 - جيشاني ( عبد الله )
٤٩٩ ص
(٨٦)
2 - طبقه دوم 1 - يزني ( مرشد بن عبد الله ) 2 - يزيد بن أبو حبيب
٥٠٣ ص
(٨٧)
6 - ليث ، به مالك شهريه بمداده است
٥٠٦ ص
(٨٨)
7 - استفتاء هرون ، از ليث
٥٠٧ ص
(٨٩)
7 - فقيهان تابعي كوفه و طبقات آنان 1 - طبقه نخست 1 - علقمة بن قيس 2 - مسروق بن اجدع 3 - عبيدة بن عمرو 4 - أسود بن يزيد نخعي 5 - شريح قاضي 6 - حارث اعور
٥١٠ ص
(٩٠)
6 - دوره فقيهان تابعي كوفه 1 - كساني كه مردم كوفه پيروي از فتاوى آنان ميداشته اند
٥١٢ ص
(٩١)
2 - وجه تسميه مسروق و پسر خواندگي او از عائشه
٥١٤ ص
(٩٢)
3 - عبيدة از اصحاب علي بوده و در زمان خلاف او هم شغل قضاء را ميداشته
٥١٦ ص
(٩٣)
4 - اسود نخعي هشتاد بار حجّ و عمره به جا آورده و از مخضرمين است
٥١٩ ص
(٩٤)
5 - سادات طُلْس
٥٢١ ص
(٩٥)
6 - حكايات و قضايائي از لطائف و ظرائف شُريح قاضي
٥٢٢ ص
(٩٦)
7 - دستور عمر ( رض ) بشريح درباره عمل بأجماع
٥٢٥ ص
(٩٧)
12 - كساني كه در كوفه بفقاهت ، شهرت داشته اند
٥٢٩ ص
(٩٨)
13 - بهنگام فتنه ، ملجأ مردم قرآن است
٥٣٠ ص
(٩٩)
2 - طبقه دوم 1 - سعيد بن جبير 2 - ابراهيم نخعي 3 - شعبي ( عامر بن شراحيل )
٥٣٣ ص
(١٠٠)
14 - قرائت قرآن در يك ركعت نماز
٥٣٤ ص
(١٠١)
15 - داستان گرفتاري سعيد بن جبير
٥٣٨ ص
(١٠٢)
16 - سئوال و جواب حجّاج با سعيد
٥٤٠ ص
(١٠٣)
17 - روايت ابن عباس درباره علي ( ع )
٥٤٣ ص
(١٠٤)
18 - خاندان ابراهيم نخعي همه فقيه بوده اند
٥٤٤ ص
(١٠٥)
19 - بدگويي ابراهيم از عمل بقياس و رأي
٥٤٦ ص
(١٠٦)
20 - احتياط ابراهيم در افتاء
٥٤٧ ص
(١٠٧)
23 - مخالف بودن شعبي با رأى و قياس
٥٥١ ص
(١٠٨)
24 - نصائحي از شعبي
٥٥٢ ص
(١٠٩)
25 - اختلاف پنج تن از بزرگان صحابه در يك مسئله
٥٥٣ ص
(١١٠)
26 - از روايات شعبي پيغمبر بعلي گفته است « انّك وشيعتك في الجنّة »
٥٥٤ ص
(١١١)
27 - كساني از صحابه كه شعبي از آنها روايت كرده و كساني كه از شعبي روايت مي كنند
٥٥٥ ص
(١١٢)
3 - طبقه سيم 1 - ابن عيينه ( حكم ) 2 - ابن أبي ثابت ( حبيب ) 3 - حمّاد ابن أبو سليمان 4 - أبو شبرمه ( عبدالله ) 5 - ابن أبي ليلى ( محمد بن عبد الرّحمن )
٥٥٦ ص
(١١٣)
28 - برگشتن ابن أبي ليلى از فتواي خود در مسئله « ردّ حبيس وانفاذ مواريث »
٥٦٧ ص
(١١٤)
29 - داستان شب زنده داري حسن صالح و برادر و مادرش
٥٧٥ ص
(١١٥)
30 - وجه تسميه « رافضه » به اين عنوان
٥٧٦ ص
(١١٦)
31 - فرار ثوري از قبول شغل قضاء
٥٧٧ ص
(١١٧)
34 - داستان مذاكره امام صادق ( ع ) با گروهي از طالبان حديث و نسبت ايشان افترائات ومجعولاتي را به آن حضرت
٥٨٠ ص
(١١٨)
35 - خلقت ارواح پيش از اجساد
٥٨٢ ص
(١١٩)
36 - اشاره ببرخي از علل اختلاف نظر ، نسبت ببزرگاني در عصر اول
٥٨٤ ص
(١٢٠)
42 - ثوري نوشته ها وكتب خود را دفن كرده
٥٨٨ ص
(١٢١)
43 - خند كردن در نماز را ثوري ( مانند اوزاعي ) مبطل وضوء و نماز ميداند
٥٨٩ ص
(١٢٢)
44 - ثوري سي هزار حديث حفظ داشته و حافظه اش قوي بوده
٥٩٠ ص
(١٢٣)
45 - تأثير غذاي خليفه در شريك ، قاضي ،
٥٩١ ص
(١٢٤)
46 - دو قاضي بنام شريك بوده اند سنّي و شيعي
٥٩٢ ص
(١٢٥)
47 - داستانهايي از قضاهاي شريك و اجراء عدالت ، و احقاق حقّ او و نمونه هايي از قدرت قضائي قاضي در اسلام
٥٩٣ ص
(١٢٦)
48 - مذاكره شريك قاضي ، با مهدي خليفه عباسي درباره امامت
٥٩٩ ص
(١٢٧)
49 - حاضر جوابي شريك و مجاب كردن وي مرد زبيريرا
٦٠٠ ص
(١٢٨)
8 - فقيهان تابعي بصره و طبقات آنان 1 - طبقه نخست 1 - جابر بن يزيد أزدي 2 - رفيع بن مهران 3 - عبد الله بن زيد أزدي 4 - ابن سيرين ( محمّد ) 5 - حسن بصري 6 - مسلم بن يسار 7 - حميد بن عبد الرحمن
٦٠١ ص
(١٢٩)
7 - دوره فقيهان تابعي بصره 1 - مقام فقهي جابر بن يزيد بگفته ابن عباس
٦٠٢ ص
(١٣٠)
4 - جابر هم عمل جمع پيغمبر را ميان دو نماز ، در حضر ، روايت كرده
٦٠٤ ص
(١٣١)
9 - اختلاف ميان حسن بصري و ابن سيرين
٦١٠ ص
(١٣٢)
10 - دقّت ابن سيرين در امور ديني و نفرت او از عمل برأي
٦١١ ص
(١٣٣)
11 - « زهّاد ثمانيه » كه حسن بصري يكي از ايشان بشمار رفته است
٦١٣ ص
(١٣٤)
12 - جواز جمع ميان دو نماز بأسناد از ثوري
٦١٦ ص
(١٣٥)
13 - دستور صلوات بر آل پيغمبر ( ص ) بأسناد از ثوري
٦١٧ ص
(١٣٦)
14 - از سخنان حسن بصري است دنيا سه روز است وهمّ فردا را نبايد بر امروز بار كرد
٦٢٠ ص
(١٣٧)
15 - مردان صدر اسلام
٦٢١ ص
(١٣٨)
16 - حسن بصري را كتابي كبير در تفسير بوده است
٦٢٢ ص
(١٣٩)
17 - بروايت مسلم بن يسار از عثمان ( رض ) پيغمبر ( ص ) در وضوء ، پا را مسح كشيده است
٦٢٤ ص
(١٤٠)
18 - حافظه عجيب قتاده
٦٢٦ ص
(١٤١)
19 - رأي قتاده درباره « رأى »
٦٢٧ ص
(١٤٢)
23 - يكي از استادان مالك بن انس ، ايّوب سختياني است
٦٣٠ ص
(١٤٣)
8 - خاتمه بي انصافي برخي از علماء اهل تسنّن كه از مقام علمي و فقهي اهل بيت در كتبِ خود ، چنان كه بايد و شايد ، ياد نكرده اند
٦٣٤ ص
(١٤٤)
9 - چند كس از فقيهان تابعي خراسان 1 - عطاء بن أبو مسلم خراساني 2 - ضحّاك بن مزاحم هلالي 3 - اسحق بن محمد معروف به « ابن راهويه »
٦٣٩ ص
(١٤٥)
9 - سه كس از فقيهان خراسان 1 - وجوه تسميه خراسان
٦٤٠ ص
(١٤٦)
2 - ضحّاك تفسيري كبير و تفسيري صغير داشته است
٦٤١ ص
(١٤٧)
3 - بيبرس در مصر شغل قضا را محصور بر قضاة چهار مذهب مشهور ساخته و از آن زمان اركان چهارگانه خانه كعبه هم به اين چهار مذهب اختصاص يافته است
٦٤٩ ص
(١٤٨)
3 - علّت شيوع مذهب أبو حنيفه بطور كلّي ورواج مذهب مالك در خصوص اندلس
٦٥٦ ص
(١٤٩)
4 - عبد الله بن فرّخ ايراني مذهب ابو حنيفه را بافريقا برده است
٦٥٧ ص
(١٥٠)
5 - رقابت دو تن از علماء مغرب باعث رواج مذهب حنفي در آن بلاد شده است
٦٥٨ ص
(١٥١)
6 - نخستين كسي كه مذهب ابو حنيفه را بمصر برده است
٦٥٩ ص
(١٥٢)
7 - مذهب اسمعيلي در مصر
٦٦٠ ص
(١٥٣)
8 - نخستين كسي كه چهار درس از چهار مذهب را در يك مدرسه دستور داده است
٦٦١ ص
(١٥٤)
3 - نخستين كسي كه مذهب مالكي را بمصر برده است
٦٦٦ ص
(١٥٥)
6 - توجيه ابن خلدون ، توجّه مردم مغرب را بمذهب مالك
٦٧٠ ص
(١٥٦)
پيروان مذهب مالك همه اشعري مذهب هستند
٦٧٢ ص
(١٥٧)
3 - انقراض فقه اهل سنّت در مصر بوسيله دولت فاطمي
٦٧٤ ص
(١٥٨)
4 - توجّه دولت ايّوبي بمذهب شافعي و ترويج آن در مصر
٦٧٥ ص
(١٥٩)
11 - ورود مذهب شافعي بغزنه و از ميان رفتن مذهب كراميه
٦٧٩ ص
(١٦٠)
12 - بيشتر پيروان فقهي شافعي ، در اصول پيرو مذهب اشعري هستند
٦٨٢ ص
(١٦١)
14 - مذهب حنبلي 1 - احمد بن محمد بن حنبل از شاگردان شافعي بوده است
٦٨٣ ص
(١٦٢)
4 - در قرن چهارم در بغداد مذهب شيعه غلبه ميداشته است
٦٨٥ ص
(١٦٣)
7 - حنابله در اصول ، اشعري مذهب هستند
٦٨٧ ص
(١٦٤)
3 - مذاهب چهارگانه از لحاظ اكثريّت و اقليّت در ممالك و بلاد و شماره افراد آنها در برخي از ممالك
٦٩٠ ص
(١٦٥)
16 - ترجمه مختصري از أئمه چهار مذهب امام أبو حنيفه 1 - نيرومندي ابو حنيفه در جدل
٦٩٥ ص
(١٦٦)
2 - نسب أبو حنيفه و ايراني بودن وي
٦٩٧ ص
(١٦٧)
3 - مذاكره منصور ، با أبو حنيفه در باره شغل قضاء
٦٩٨ ص
(١٦٨)
4 - هيأت و سيماي أبو حنيفه
٦٩٩ ص
(١٦٩)
5 - توجّه أبو حنيفه بعلوم براي انتخاب سودمندتر آنها
٧٠٠ ص
(١٧٠)
6 - قياس أبو حنيفه در مسائل ادبي و ظهور فساد آن بروي
٧٠١ ص
(١٧١)
7 - جانشين شدن أبو حنيفه ، حمّاد را
٧٠٢ ص
(١٧٢)
8 - آيت بودن أبو حنيفه
٧٠٣ ص
(١٧٣)
9 - مناظره أبو حنيفه با قتاده
٧٠٤ ص
(١٧٤)
10 - تبكيت و تعيير أبو حنيفه ، شاگرد خود أبو يوسف را
٧٠٥ ص
(١٧٥)
14 - سعايت فقهي ربيع حاجب منصور از أبو حنيفه و جوابگويي وي
٧٠٧ ص
(١٧٦)
17 - مخالفت أبو حنيفه با چهارصد حديث ، يا بيشتر ، از پيغمبر ( ص )
٧١٠ ص
(١٧٧)
20 - گفته هاي سه امام ديگر و ديگر علماء اهل سنّت در ذمّ و قدح أبو حنيفه
٧١٢ ص
(١٧٨)
21 - كثرت تبدّل رأى أبو حنيفه در افتاء ، بنقل از خود او
٧١٣ ص
(١٧٩)
22 - انتقاد شديد عبدالله مبارك از كتاب « حيل » أبو حنيفه
٧١٤ ص
(١٨٠)
23 - مطايبه أبو حنيفه با محمّد بن نعمان مشهور به « شيطان طاق » ( مؤمن طاق ) و افحام صاحب طاق ، او را
٧١٥ ص
(١٨١)
24 - گفته شافعي در مخالفت بيشتر گفته هاي أبو حنيفه با كتاب و سنّت
٧١٦ ص
(١٨٢)
13 - ترجمه مختصري از أئمه چهار مذهب 1 - أبو حنيفه 2 - مالك بن أنس
٧٢٨ ص
(١٨٣)
13 - تازيانه زدن بر مالك
٧٣٥ ص
(١٨٤)
14 - شمايل مالك
٧٣٦ ص
(١٨٥)
17 - گريه مالك بر افتائي كه برأي داده است
٧٣٨ ص
(١٨٦)
13 - اشعار شافعي در محبّت اهل بيت
٧٤٥ ص
(١٨٧)
13 - ابتداء امر شافعي
٧٤٧ ص
(١٨٨)
18 - هنرمندي شافعي در « رمايه »
٧٥٠ ص
(١٨٩)
21 - علاقه شافعي در جواني بعلم نجوم و طبّ وفراست
٧٥٢ ص
(١٩٠)
22 - فتوى شاعرانه شافعي
٧٥٣ ص
(١٩١)
27 - تجدّد رأى شافعي در مسائل فقهي
٧٥٥ ص
(١٩٢)
8 - احتجاج مأمون بر مخلوق بودن قرآن
٧٦١ ص
(١٩٣)
9 - حريصترين مردم بر كذب در مقام شهادت
٧٦٢ ص
(١٩٤)
10 - فرستادن والى بغداد گروهي از مخالفانرا بنزد مأمون
٧٦٣ ص
(١٩٥)
11 - احمد حنبل قائل بتشبيه بوده است
٧٦٤ ص
(١٩٦)
12 - افتاء وتحديث زير نظر خلفاء و بدستور آنان
٧٦٥ ص
(١٩٧)
13 - نامه دوم مأمون درباره امتحان
٧٦٦ ص
(١٩٨)
14 - مأمون قائل بقديم بودن قرآنرا كافر و مهدور الدّم ميدانسته
٧٦٧ ص
(١٩٩)
15 - كشف اسرار قُضاة و علماء ناصالح
٧٦٨ ص
(٢٠٠)
16 - تعقيب معتصم از امتحان علماء و قُضاة و تازيانه زدن او احمد را
٧٦٩ ص
(٢٠١)
17 - تدارك آشوب و فتنه بر خلاف حكومت
٧٧٠ ص
(٢٠٢)
18 - جلوگيري از فتنه
٧٧١ ص
(٢٠٣)
19 - كشتن واثق ، احمد بن نصر را كه محرّك فتنه بوده
٧٧٢ ص
(٢٠٤)
20 - پايان قضيه « محنت »
٧٧٣ ص
(٢٠٥)
17 - استادان طبري در فقه و حديث
٧٨٧ ص
(٢٠٦)
6 - كتاب طبقات در مذهب مالكي
٧٩١ ص
(٢٠٧)
7 - كتاب طبقات در مذهب حنبلي
٧٩٢ ص
(٢٠٨)
20 - طبقات أصحاب مذاهب ياد شده أصحاب أبو حنيفه ( 7 طبقه ) 1 - از طبقه يكم قاضي أبو يوسف ، شيباني و زُفَر
٧٩٤ ص
(٢٠٩)
3 - طبقه سيّم 1 - خصّاف 2 - أبو عباس برتي 3 - أبو علي دقّاق رازي
٨١٨ ص
(٢١٠)
3 - از طبقه سيّم خصّاف ، برتى ، دقّاق و
٨١٩ ص
(٢١١)
6 - طبقه ششم 1 - أبو علي شافعي 2 - أبوبكر بن شاهويه 3 - أبو سهل زجّاجي
٨٢٥ ص
(٢١٢)
6 - از طبقه ششم أبو محمد بن عبدك بصري ، ابن شاهويه و
٨٢٦ ص
(٢١٣)
7 - طبقه هفتم 1 - قاضي أبو هيثم فقيه نيشابور 2 - أبوبكر خوارزمي 3 - أبو عبد الله جرجاني 4 - أبو جعفر نسفي
٨٢٨ ص
(٢١٤)
7 - از طبقه هفتم أبوبكر خوارزمي ، نسفي و
٨٢٩ ص
(٢١٥)
أصحاب مالك ( 7 طبقه ) 1 - از طبقه يكم محمّد بن إبراهيم بن دينار ، ابن أبي حازم - ماجشون و
٨٣٣ ص
(٢١٦)
2 - از طبقه دوم قاضي أبو يحيى ، موّاز ، أسد بن فرات و أبو سعيد سحنون و
٨٣٨ ص
(٢١٧)
3 - از طبقه سيّم محمّد بن سحنون ، محمّد بن عبدوس و 4 - از طبقه چهارم قطّان ، ممسى ، ابن لبّاد و مالك صغير و 5 - از طبقه پنجم قاضي أبو عمرو ، أبو اسحق أزدي و
٨٤٠ ص
(٢١٨)
6 - از طبقه ششم أبو جعفر أبهري صاحب كتابي در مسائل الخلاف و 7 - از طبقه هفتم أبو محمّد بن نصر كه أبو اسحاق شيرازي او را ادراك كرده أصحاب شافعي ( 5 طبقه ) 1 - از طبقه نخست أبو إبراهيم اسماعيل مزني ، أبو يعقوب بويطي ، وأحمد حنبل و
٨٤٥ ص
(٢١٩)
2 - از طبقه دوّم أبو القاسم أنماطي ، أبو نعيم استرابادي و أبو جعفر ترمذي و
٨٥٣ ص
(٢٢٠)
3 - از طبقه سيّم قاضي أبو حامد مروروذي ، قفّال مروزي و 4 - از طبقه چهارم قاضي أبو محمّد اصطخري ، أبو حامد اسفرايني و 5 - از طبقه پنجم قاضي أبو الحسن بندنيجي و قاضي أبو العباس أبيوردي و عده ديگر كه از شاگردان أبو حامد اسفرايني و برخي از استادان أبو اسحق شيرازي بوده اند
٨٦٠ ص
(٢٢١)
أبو اسحق شيرازي
٨٧٧ ص
(٢٢٢)
أصحاب أحمد حنبل ( 4 طبقه ) 1 - از طبقه نخست صالح پسر احمد بن حنبل و عبد الله پسر ديگرش و 2 - از طبقه دوم حسين بن عبد الله خِرَقِي و أبو محمّد بَربَهاني و
٨٨٥ ص
(٢٢٣)
3 - از طبقه سيّم قاضي أبو الحسن خَزَرِي و قاضي أبو الفرج فامي و أصحاب طبري عليّ بن عبدالعزيز دولابي و ابن العَرّاد و أبو الحسن دقيقي طبري و إبراهيم سقطي طبري كه كتاب تاريخ طبري را ادامه داده است
٨٩٢ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص

ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٩٥ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت &#١٧١ حكومت مردم بر مردم &#١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان


معاويه و بيت المال چنان كه در اين قضايا و صدها امثال آن ديده مىشود [١] معاويه با بيت المال مسلمين آن چنان معامله مىداشته كه با ملك باد آوردهء شخصى خود يعنى آن را بىحساب در مصالح شخصى و سلطنتى و به ميل و اراده و دل خواه خويش مصرف مىكرده و در اين بى پروايى و عدم رعايت حكم دين سرمشقى بوده است براى پسرش ، يزيد ، و ديگر بنى اميّه و بنى مروان چه اعقاب او هم همان شيوه را دنبال كرده و نسبت به اموال مسلمين همان نظر را داشته و همان معامله را انجام داده‌اند .



[١] سيوطى در تاريخ الخلفاء ( صفحه ٢٠٤ ) اين مضمون را آورده است : « ابن عساكر از حميد بن هلال اخراج كرده كه : عقيل بن ابى طالب از برادرش على درخواست مال كرد و گفت : من فقيرم و محتاج ، مرا چيزى عطا كن . على گفت : صبر كن تا هنگام عطاء به مسلمين برسد ترا هم با ايشان آن چه حقت هست بدهم عقيل اصرار كرد على به مردى كه آنجا بود گفت : دست عقيل را بگير و او را ببر به بازار و جلو دكانها و به او بگو : قفلها را بشكن و هر چه مىخواهى از اينها بردار . عقيل گفت : مرا مىخواهى بعنوان دزد بگيرى ؟ گفت : پس تو مىخواهى مرا بدزدى وادار كنى كه مال مسلمين را بگيرم و به تو ببخشم ؟ « عقيل گفت : من به نزد معاويه خواهم رفت . على گفت خود دانى و آن چه مىخواهى بكن . پس عقيل به نزد معاويه رفت معاويه صد هزار به او بخشيد آنگاه گفت : بر منبر برآ و رفتار على را با خود و هم آن چه من كرده‌ام ياد كن . عقيل بر منبر برآمد و پس از حمد و ثناء الهى گفت : اى مردم من از على دين او را خواستم به من نداد و آن را نگه داشت و از معاويه همان را خواستم پس مرا بر دين خود بر گزيد » صاحب كتاب « النصائح الكافية لمن يتولى معاوية » كه از علماء يمن است و در اين كتاب معاويه را چنان كه شايد به استناد آيات و روايات و آثار معرفى كرده زير عنوان : « و من بوائقه المهلكة : استئثاره بأموال المسلمين و اكلها بالباطل و صرفها كما يشاء لا كما يجب . » قضايائى آورده است از جمله بنقل از مسعودى ، به اسناد ، نقل كرده كه روزى معاويه با صعصعة بن صوحان كه نامه‌اى از على ( ع ) براى معاويه برده و وجوه مردم حضور داشته‌اند معاويه اين مضمون را گفته است : زمين از خدا است و من خليفه خدا هستم پس هر چه از مال خدا بگيرم مال من است و آن چه را نگيرم اختيار آن با من است » و از جمله بنقل از ابن حجر ، به سندى كه رجال آن همه از ثقات بشمارند آورده كه معاويه روزى در خطبه جمعه گفته است : « انما المال مالنا و الفيء فيئنا فمن شئنا اعطيناه و من شئنا منعناه » و از جمله بنقل از ابن عبد البر به اسناد از حسن بصرى كه گفته است : زياد به حكم بن عمرو غفارى كه در خراسان عامل بوده چنين نوشته است : همانا امير المؤمنين ( معاويه ) به من نوشته است كه زر و سيم از غنائم به او اختصاص دارد و نبايد ميان مردم تقسيم شود . حكم به وى پاسخ داده است كه دانستم كه امير المؤمنين به تو نوشته است كه بيضاء و صفراء ( زر و سيم ) به او مخصوص است و نبايد به مسلمين داده شود پس بدان كه من كتاب خدا را بر نامهء او مقدم مىدانم و به خدا سوگند اگر آسمانها و زمين بر بنده‌اى بسته گردد ليكن او بتقوى و پرهيزكارى گرايد خدا براى او راه باز مىكند و در مىگشايد و السلام . آنگاه مردم را گفت : فردا پگاه بياييد مردم آمدند و او مالها را ميان ايشان تقسيم كرد آنگاه گفت : « اللهم ان كان عندك لي خير فاقبضنى إليك » پس در مرو خراسان وفات يافت .