ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٨٧ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
سر مىنهاد ليكن تو امانت را تباه و در مال خدا خيانت و گناه كردى پس مال او را به كسى كه استحقاق آن را ندارد بخشيدى و حال اين كه خدا در كتاب خويش حقوق را براى اهلش واجب و مقرّر داشته و به آن فرموده و تو بر خلاف رفتار مىكنى و از فرمان او سر پيچى مىكنى ليكن علىّ ما را بحقّى كه خدا براى ما مقرر داشته و آن را واجب قرار داده خوانده است .
« پس تو او را به جنگ گرفتار كردى تا آن چه را مىخواست و بايد انجام مىداد نتواند و از آن باز ماند و حقوق پامال گردد . من از تو از مال خودت چيزى نخواستم تا بر من منّت نهى بلكه آن چه خواستم از حق خودمان و جز به گرفتن حق خود نظرى نداشتم .
« تو علىّ را فراياد مىآورى خداى دهانت را خرد و گرفتارى و رنجت را فزون كناد .
آنگاه به آواى بلند گريه كرد و چنين گفت :
< شعر > الا يا عين ويحك اسعدينا الا و ابكى امير المؤمنينا رزينا خير من ركب المطايا و فارسها و من ركب السّفينا و من لبس النّعال او احتذاها و من قرأ المثانى و المئينا اذا استقبلت وجه ابى حسين رأيت البدر راع النّاظرينا و لا و الله لا انسى عليّا و حسن صلاته فى الرّاكعينا أفي الشّهر الصّيام فجعتمونا بخير النّاس طرّا اجمعينا < / شعر >