ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٨٦ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
پس معاويه به عمرو عاص و مروان حكم گفت :
« شما مرا در معرض اين گونه سخنان اروى قرار داديد و چنان كرديد كه اين سخنان ناخوش آيند را به من بگويد .
« آنگاه به اروى گفت : اى عمّه ! سخنان زنانه را كنار بگذار و حاجت خويش را در ميان آر . اروى گفت :
« دستور بده تا دو هزار دينار و دو هزار دينار و دو هزار دينار به من بدهند .
« معاويه پرسيد :
« با دو هزار دينار چه مىكنى ؟ گفت :
« چشمهاى پر آب در زمينى آماده براى كشت مىخرم تا فرزندان حارث بن عبد المطلب را باشد .
« معاويه گفت : بسيار خوب و خواستى به جا است . با دو هزار دينار دوم چه مىكنى ؟ گفت براى جوانان خاندان عبد المطلب ، زنانى مناسب و همسرانى شايسته بر مىگزينم .
« معاويه گفت :
« اين هم كارى شايسته و خوب است . با دو هزار دينار سيم مىخواهى چه بكنى ؟
گفت :
« بدانها بر دشواريهاى زندگانى و بر زيارت خانهء خدا استعانت مىجويم .
معاويه گفت :
« اين نيز كارى خوب و شايسته است . آن چه خواستى به تو داده مىشود تا در راهى كه مىخواهى به كار اندازى . پس از اين سخنان ، به اروى گفت :
« ليكن بدان و آگاه باش كه اگر علىّ به جاى من بود هيچ گاه چنين مالى به تو نمىداد . اروى گفت : راست مىگويى .
« همانا علىّ امانت را اداء مىكرد و دستور خدا را به كار مىبست و به فرمان خدا