ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٨ - ٢ - زنان صحابيه ١ - فاطمه زهرا ( ع ) ١ - عصمت فاطمه ٢ - قضيه فدك ٣ - مباحث فقهي مسئله فدك ٤ - خطبه فدك ٥ - سهم ذى القربى ٦ - احتجاج فقهي فاطمه بر سهم ذى القربى
ابو العباس سفّاح فدك در تصرّف بنى اميّه مىبود چون خلافت به سفّاح رسيد فدك را به حسن بن حسن بن على بن ابى طالب داد تا او ميان اولاد على بن ابى طالب تقسيم كند . چون نوبهء خلافت به منصور ، دومين خليفهء عباسى ، رسيد و اولاد حسن بر او خروج كردند فدك را تصرّف كرد پس از او پسرش مهدى كه خلافت يافت باز فدك را به خاندان على باز گردانيد آنگاه موسى هادى و جانشينان او تا زمان مأمون فدك را پس گرفتند و در تصرّف خود داشتند تا اين كه نوبت خلافت به مأمون رسيد فرستادهء آل على مطالبهء فدك را نزد مأمون رفت وى فرمان داد كه اين كار محكم و مسجّل گردد پس سجّل نوشته و بر او خوانده شد دعبل شاعر به پا خاست و خواند :
< شعر > « اصبح وجه الزّمان قد ضحكا بردّ مأمون هاشم فدكا » < / شعر > در مسألهء فدك بعد از پيغمبر ( ص ) اختلافات بسيارى است . . » احمد بن جابر بلاذرى ( چنان كه ياقوت از او نقل كرده و منقول را صحيح دانسته ) ، در كتاب « فتوح » ، اين مضمون را آورده است :
« پيغمبر ( ص ) ، پس از اين كه از خيبر بازگشت محيصة بن مسعود را بسوى فدك ، كه در آن زمان يوشع بن نون يهودى بر آن رياست مىداشت ، فرستاد تا مردم آنجا را به اسلام بخواند . اهل فدك كه از واقعهء خيبر با خبر و از آن رو سخت به هراس و بيم اندر بودند محيصه را گفتند : بر نيمى از خاك فدك با ايشان مصالحه كند او پذيرفت و پيغمبر امضاء كرد و چون بىجنگ بدست آمد ملك خاص و خالص پيغمبر ( ص ) گرديد و در آمد آن را در « ابناء سبيل » مصرف مىكرد و اهل فدك در فدك مىبودند تا زمان خلافت عمر كه كس نزد ايشان فرستاد تا نيمى از فدك را كه به خود ايشان تعلق مىداشت به قيمت عادله قيمت كرد و قيمت را به ايشان پرداخت و آنگاه يهود را از آنجا جلا داد و به شام فرستاد .
« چون پيغمبر ( ص ) درگذشت فاطمه ، رضى الله عنها ، به ابى بكر گفت : همانا