ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٧١ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
بايد اين را ( اشاره به شمشير خود كرد ) به پذيرد و شمشير خود را از نيام بيرون كشيد .
معاويه گفت : بنشين كه تو سخنورترين مردم هستى ! « پس معاويه نخستين كس بود كه با پسر خود ، يزيد به وليعهدى بيعت كرد .
عبد الله بن هشام سلولى [١] در اين باره گفته است :
< شعر > فإن تأتوا برملة او بهند نبايعها اميرة مؤمنينا اذا ما مات كسرى قام كسرى نعدّ ثلاثة متناسقينا < / شعر > « چون اين مجلس برگزار شد معاويه بيعت يزيد را به عاملان خويش نامه ها نوشت و به بلاد اسلامى فرستاد و دستور اقدام به اين كار داد . از جمله به مروان حكم كه از طرف وى حاكم مدينه بود اين اقدام را دستور نوشت » .
شگفت اينست كه معاويه حتّى نسبت به مروان هم از فريبكارى و سياست بازى دريغ نداشته است .
مسعودى ( در همان جلد از مروج الذهب ص ٧٠ - ) اين مضمون را آورده است :
« چون نامهء معاويه ، مبنى بر اين كه خود او و ديگران با يزيد به وليعهدى بيعت كردهاند و بر مروان هم بايسته است كه بيعت كند و مردم مدينه را نيز به بيعت با يزيد وادار سازد ، به مروان رسيد سخت خشمناك شد و با خاندان و اخوال خود از بنى كنانه رهسپار دمشق گرديد و بر معاويه در آمد و بوى نزديك شد و سخنانى بسيار گفت و به سختى وى را سرزنش و نكوهش كرد و از جمله گفت :
اى پسر ابو سفيان كارها را به راستى بدار و از امير كردن كودكان دست باز دار و بدان كه ترا در ميان قومت مانند و نظير بسيار است .
[١] « بفتح السين المهملة و ضم اللام و سكون الواو ، و فى آخرها لام اخرى . هذه النسبة إلى بنى سلول نزلوا الكوفة و لهم بها خطه نسبت إليهم » ( اللباب )