ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٦٦ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
شيرازه گسيخته گردد پس براى ما پرچمى برافراز و مرزى بگذار تا در آن مرز بمانيم و از آن حدّ نگذريم .
« معاويه گفت : شما مرا رهنمايى كنيد . گفتند : ما را نظر به يزيد ، پسر امير المؤمنين است . معاويه گفت : آيا شما به او خرسندى مىدهيد و راضى هستيد ؟
گفتند : آرى . گفت : رأى و نظر شما همين است ؟ گفتند : آرى رأى ما و هم رأى كسانى كه پشت سر ما هستند و با ما نيامدهاند ! « معاويه در نهان عروه را گفت :
« بكم اشترى ابوك من هؤلاء دينهم ؟ ! « عروه پاسخ داد :
« بأربعمائة دينار ! معاويه گفت : لقد وجد دينهم عندهم رخيصا ! « معاويه پس از اين مقدمات كه به وسيلهء مغيره تمهيد و تهيه شد با زياد كه در بصره والى بود مكاتبه كرده و زياد در پاسخ بعدم عجله در كار ، اشارت كرده و شتاب در آن را روا ندانسته است .
« چون زياد در سال پنجاه و سه ( ٥٣ ) وفات يافته معاويه تصميم مىگيرد كه كار بيعت را تمام كند و يزيد را به جانشينى برگزيند . چون عزم وى بر اتمام كار جزم مىشود مبلغ يك صد هزار درهم براى عبد الله عمر مىفرستد عبد الله نخست آن را پذيرفته ليكن چون دريافته است كه اين مبلغ براى جلب موافقت و اخذ بيعت او است گفته است :
« هذا اراد انّ دينى عندى اذن لرخيص » و از گرفتن آن خوددارى كرده است » سيوطى در تاريخ الخلفاء ( صفحه ٢٠٥ ) از حسن بصرى اين مضمون را نقل كرده است :
« دو شخص ، كار امّت را تباه و فاسد كردند :
« ١ - عمرو عاص روزى كه معاويه را بر بلند كردن مصاحف ، رهنمايى كرد .
« ٢ - مغيرة بن شعبه هنگامى كه از جانب معاويه امارت كوفه مىداشت و معاويه