ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٥٢ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
طبرى در تاريخ خود ( جزء چهارم - صفحه ١٦٢ - ) ، اين مضمون را آورده است :
« . . هنگامى كه زياد براى ديدار معاويه به شام رفت مردى از عبد القيس با وى مىبود . روزى زياد را گفت :
« عامل بصره به شام آمده و او را بر من حقّ است رخصتم فرما تا از وى ديدن كنم .
« زياد گفت : بدين شرط ترا رخصت مىدهم كه آن چه ميان او و تو بگذرد به من باز گويى .
« آن مرد پذيرفت و رخصت يافت و نزد وى رفت . چون بر عامل بصره ، كه ابن عامر بود ، در آمد . ابن عامر گفت : « هيه ! هيه ! و ابن سميّه يقبّح آثارى و يعرّض بعمّالى . لقد هممت ان آتى بقسامة [١] من قريش يحلفون ان ابا سفيان لم ير سميّة » .
پس آن مرد به نزد زياد برگشت . زياد وى را پرسيد كه ابن عامر چه مىگفت ؟ .
آن مرد از گفتن ابا مىداشت . عاقبت ناگزير شد و آن چه را شنيده بود بر زياد گفت .
زياد به نزد معاويه رفت و وى را آگاه ساخت .
« معاويه حاجب را دستور داد كه چون ابن عامر بخواهد بر او درآيد نگذارد .
[١] قسامه چنان كه دانسته شده ، بحسب اصطلاح فقهى ، مخصوصى است به مورد قتل اين گفتهء ابن عامر شايد اشاره به اين باشد كه عدهء زيادى ( چنان كه در قسامه پنجاه سوگند لازم است ) پنجاه تن و بيشتر مىآورد كه سوگند ياد كنند . در « الكامل » به جاى « بقسامه » كلمهء « بقاسمه » به كار رفته است .