ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٥ - ٢ - زنان صحابيه ١ - فاطمه زهرا ( ع ) ١ - عصمت فاطمه ٢ - قضيه فدك ٣ - مباحث فقهي مسئله فدك ٤ - خطبه فدك ٥ - سهم ذى القربى ٦ - احتجاج فقهي فاطمه بر سهم ذى القربى
فرستادند كه با ايشان بر نيمى از ميوه ها و اموال آنان مصالحه كند در خواست ايشان نيز پذيرفته شد . پس فدك بىآن كه لشكرى بدانجا بسيج شود بدست پيغمبر آمد پس ملك خالص و خاص پيغمبر ( ص ) گرديد . .
« در فدك چشمه هاى آب فوران دارد و نخلستانها فراوان موجود است . فدك همان جايى است كه فاطمه ، رضى الله عنها ، گفت پيغمبر ( ص ) آن را به او بخشيده است و ابو بكر ، رضى الله عنه ، از وى اقامهء شهود خواست . . و آن را داستانى است . .
« عمر خطاب ، كه به خلافت رسيد و فتوح اسلامى زياد گرديد و ممالك اسلامى توسعه يافت و اهل اسلام را گشايش پديد آمد ، اجتهاد وى بدان رسيد كه فدك را به وارثان پيغمبر ( ص ) برگرداند پس على بن ابى طالب ، رضى الله عنه ، و عباس بن عبد المطَّلب با هم به گفتگو در آمدند . على مىگفت : همانا فدك را پيغمبر ( ص ) در حال حيات خود به دختر خويش ، فاطمه ، بخشيده است . عباس مىگفت : فدك ملك پيغمبر ( ص ) است و من وارث اويم با هم مخاصمه را به نزد عمر ، رضى الله عنه ، رفتند عمر اباء و امتناع مىداشت كه ميان آن دو ، حكمى بكند و مىگفت شما به كار خود داناتر هستيد من آن را به شما تسليم كردم شما خود دانيد و هر چه مىدانيد و مىكنيد ! . . » به گفتهء ياقوت ، عمر فدك را به على ( ع ) و عباس تسليم كرده است . مجلسى هم در بحار ( جلد هشتم ) ، بنقل از مصباح اللغه ، چنين آورده است :
« و فى مصباح اللغة : بلدة ( يعنى فدك ) بينها و بين مدينة النبي يومان و بينها و بين خيبر دون مرحلة و هى ممّا افاء الله على رسوله و تنازعها علىّ و العبّاس فى خلافة عمر فقال عليّ : جعلها النّبيّ ( ص ) لفاطمة و ولدها و أنكره العباس فسلَّمها عمر لهما » .
مجلسى پس از نقل كلام مصباح ، از كتاب « كشف » اين مضمون را نقل كرده است :
« حميدى ، در « جمع بين صحيحين » ، چنين روايت كرده است :
« السّادس ، عن عمر عن ابى بكر ، المسند منه فقط ، و هو : لا نورث ،