ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٤٩ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
« ابو سفيان بن حرب در زمان جاهليّت به طائف رفته و بر مىفروشى كه ابو مريم سلولى خوانده مىشده وارد گرديده و از او اطفاء شهوت خويش را زنى بدكار خواسته ابو مريم ، سميّه را نام برده ابو سفيان گفته است همو را با همه بدبويى و درازى پستان كه دارد بياور پس شبرا با سميّه بسر برده و سميّه از وى باردار شده و در سال يكم هجرى [١] زياد از او متولَّد شده است . . » تا آنجا كه گفته است :
« و رأى معاوية ان يستميل زيادا و استصفى مودّته باستلحاقه . فاتّفقا على ذلك و احضر الناس و حضر من يشهد لزياد . ابو مريم السّلولي .
« فقال معاوية : بم تشهد يا ابا مريم ؟ فقال :
« انا اشهد انّ ابا سفيان حضر عندى و طلب منّي بغيّا . فقلت له : ليس عندى الَّا سميّه . فقال : ائتنى بها على قذرها و وضرها . فاتيته بها . فخلا معها ثمّ خرجت من عنده و انّ اسكتيها ليقطران منيّا .
« فقال له زياد : مهلا يا ابا مريم ! انّما بعثت شاهدا و لم تبعث شاتما .
« فاستلحقه معاوية [٢] .
« و كان استلحاقه اوّل ما ردّت به احكام الشّريعة علانية فانّ رسول الله ( ص ) قضى للفراش و للعاهر الحجر » [٣]
[١] يعنى بعد از آن شب .
[٢] اين استلحاق در سال ٤٤ هجرى كه چهارمين سال خلافت معاويه بوده واقع شده است ( الكامل )
[٣] دميرى اين مضمون را آورده است : « عرب كنيهء « حمار » را به كلمه « ابو صابر » و گاهى با كلمهء « ابو زياد » آورده و چه خوب از صنعت « تورية » استفاده كرده آن كس كه گفته است : < شعر > زياد لست ادرى من ابوه و لكن الحمار ابو زياد < / شعر > ( حياة الحيوان )